ويژگى آنها در اين بود كه :
اولا به اين قناعت نكردند كه خودشان وسائل لازم براى شركت در جهاد ندارند ، بلكه نزد پيامبر ص آمدند و با اصرار از او مطالبه مركب كردند .
ثانيا هنگامى كه پيامبر ص به آنها جواب منفى داد نه تنها از معاف گشتن شادمان نشدند ، بلكه فوق العاده منقلب و ناراحت و اندوهناك گشتند ، به خاطر اين دو جهت خداوند آنها را بطور مشخص و جداگانه بيان كرده است .
در آخرين آيه ، حال گروه پنجم را شرح مىدهد يعنى آنها كه به هيچوجه در پيشگاه خدا معذور نبوده و نخواهند بود ، و مىفرمايد : « راه مؤاخذه و مجازات تنها به روى كسانى گشوده است كه از تو اجازه مىخواهند در جهاد شركت نكنند در حالى كه امكانات كافى و وسائل لازم براى اين كار در اختيار دارند و كاملا بىنيازند » ( * ( إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِياءُ ) * ) .
سپس اضافه مىكند : « اين ننگ براى آنها بس است كه راضى شدند با افراد ناتوان و بيمار و معلول در مدينه بمانند و از افتخار شركت در جهاد محروم گردند » ( * ( رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ ) * ) .
و اين كيفر نيز آنها را بس كه خداوند قدرت تفكر و ادراك را از آنها به خاطر اعمال زشتشان گرفته « و بر دلهايشان مهر نهاده و به همين دليل چيزى نمىدانند » ( * ( وَطَبَعَ اللَّه عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) * ) .
در اينجا به چند نكته بايد توجه داشت :
[ روحيه عالى سربازان اسلام ]
1 - از اين آيات به خوبى روحيه قوى و عالى سربازان اسلام روشن مىشود كه چگونه عشق به جهاد و شهادت دلهاى آنها را گرم نگاه مىداشت كه اين افتخار را بر هر افتخار ديگرى مقدم مىداشتند ، و از همين جا يكى از عوامل