ولى بعضى از كارگران كم درآمد مسلمان مانند « ابو عقيل انصارى » يا « سالم بن عمير انصارى » با تحمل كار اضافى و كشيدن آب در شب و تهيه دو من خرما كه يك من آن را براى خانواده خويش ذخيره كرد و يك من ديگر را خدمت پيامبر ص آورد ، كمك ظاهرا ناچيزى به اين برنامه بزرگ اسلامى نمود .
ولى منافقان عيبجو به هر يك از اين دو گروه ايراد مىگرفتند : كسانى را كه زياد پرداخته بودند ، به عنوان رياكار معرفى مىكردند ، و كسانى را كه مقدار ظاهرا ناچيزى كمك نموده بودند به باد ، مسخره و استهزاء مىگرفتند كه آيا لشكر اسلام نياز به چنين كمكى دارد ؟
آيات فوق نازل شد و شديدا آنها را تهديد كرد و از عذاب خداوند بيم داد ! .
تفسير : كار شكنى منافقان .
در اين آيات اشاره به يكى ديگر از صفات عمومى منافقان شده است كه آنها افرادى لجوج ، بهانه جو ، و ايرادگير ، و كارشكن هستند ، هر كار مثبتى را ، با وصلههاى نامناسبى تحقير كرده ، و بد جلوه مىدهند . تا هم مردم را در انجام كارهاى نيك دلسرد سازند ، و هم تخم بدبينى و سوء ظن را در افكار بپاشند ، و به اين وسيله چرخهاى فعاليتهاى مفيد و سازنده در اجتماع از كار بيفتد .
قرآن مجيد شديدا اين روش غير انسانى آنها را نكوهش مىكند ، و مسلمانان را از آن آگاه مىسازد ، تا تحت تاثير اين گونه القائات سوء قرار نگيرند و هم منافقان بدانند كه حناى آنان در جامعه اسلامى رنگى ندارد !