اين خوى پليد در روحشان رسوخ كرده كه در قلبشان اثرى از ايمان به خدا باقى نمانده ، هر چند خود را در صف مومنان جا زدهاند ! .
ولى گروهى ديگر با اينكه داراى ايمان ضعيفى هستند ، و واقعا مسلمانند ، اعمالى را مرتكب مىشوند كه متناسب وضع منافقان است ، و رنگى از دوگانگى شخصيت دارد ، آن كس كه پيوسته دروغ مىگويد ولى ظاهرش صدق و راستى است ، آيا دو چهره و منافق نيست ؟
كسى كه ظاهرا امين است و به همين دليل مورد اعتماد مردم مىباشد كه امانتهاى خود را به او مىسپارند ، اما در واقع در آنها خيانت مىكند ، آيا گرفتار دوگانگى شخصيت نمىباشد ؟
همچنين آيا آنها كه عهد و پيمان مىبندند ولى هرگز پايبند به آن نيستند عملشان عمل منافقان محسوب نمىشود ؟ ! اتفاقا يكى از بزرگترين بلاهاى اجتماعى و عوامل عقبماندگى وجود همين گونه منافقان در جوامع انسانى است ، و اگر چشم بر هم نگذاريم و به خودمان دروغ نگوئيم چه بسيار مىتوانيم از اين منافقان « ثعلبه صفت » در اطراف خود و در جوامع اسلامى بشمريم ، و عجب اينكه با اينهمه عيب و ننگ و دور افتادگى از روح تعليمات اسلام باز گناه عقب افتادگى خود را به گردن اسلام مىگذاريم !
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٤