در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد :
1 - از جمله « * ( فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ ) * » به خوبى استفاده مىشود كه بسيارى از گناهان و صفات زشت ، و حتى كفر و نفاق ، « علت » و « معلول » يكديگرند ، زيرا جمله فوق با صراحت مىگويد : بخل و پيمان شكنى آنها سبب شد كه نفاق در دلهايشان ريشه دواند ، و همين گونه است گناهان و كارهاى خلاف ديگر ، و لذا در بعضى از عبارات مىخوانيم كه گاهى گناهان بزرگ سبب مىشود كه انسان بىايمان از دنيا برود .
2 - منظور از « * ( يَوْمِ يَلْقَوْنَه ) * » كه ضمير آن به « خداوند » برمىگردد همان روز « رستاخيز » است ، زيرا تعبير « لقاء اللَّه » و مانند آن در قرآن معمولا درباره قيامت آمده است ، درست است كه با مرگ ، دوران عمل پايان مىيابد ، و پرونده كار نيك و بد بسته مىشود ، ولى آثار آنها هم چنان در روح انسان تا قيامت بر قرار خواهد ماند .
البته اين احتمال را هم دادهاند كه ضمير « يلقونه » به « بخل » باز گردد ، يعنى « تا آن زمانى كه نتيجه و كيفر بخل خويش را دريابند » .
همچنين احتمال داده شده است كه منظور از ملاقات پروردگار لحظه مرگ باشد .
ولى همه اينها خلاف ظاهر آيه است ، و ظاهر همان است كه گفتيم .
( در باره اينكه منظور از ملاقات پروردگار چيست ؟ در ذيل آيه 46 سوره بقره ( جلد اول صفحه 156 ) بحثى داريم به آن مراجعه فرمائيد ) .
3 - از آيات فوق نيز استفاده مىشود كه پيمان شكنى و دروغ از صفات منافقان است و آنها هستند كه پيمان خود را كه با تاكيدات فراوان با خدا