عالم و دانشمندى نيز در ميان آن گروه بود كه به يونس پيشنهاد مىكرد باز هم در باره آنان دعا كند و باز هم به ارشاد بيشتر بپردازد و مايوس نگردد .
ولى يونس پس از اين ماجرا از ميان قوم خود بيرون رفت ، قوم او كه صدق گفتارش را بارها آزموده بودند ، گرد مرد دانشمند اجتماع كردند ، هنوز فرمان قطعى عذاب فرا نرسيده بود ، ولى نشانههاى آن كم و بيش به چشم مىخورد ، آنها موقع را غنيمت شمرده و به رهبرى عالم از شهر بيرون ريختند ، در حالى كه دست به دعا و تضرع برداشته و اظهار ايمان و توبه كردند و براى اينكه انقلاب و توجه بيشترى در روح و جان آنها پيدا شود ، مادران را از فرزندان جدا ساختند و لباسهاى درشت و خشن و كم اهميت در تن كردند ، و به جستجوى پيامبر خويش برخاستند اما اثرى از او نديدند .
ولى اين توبه و ايمان و بازگشت به سوى پروردگار كه به موقع انجام يافته بود ، و با آگاهى و اخلاص توأم بود كار خود را كرد ، نشانههاى عذاب بر طرف شد و آرامش به سوى آنها بازگشت ، و هنگامى كه يونس پس از ماجراى طولانيش به ميان قوم خود بازگشت ، او را از جان و دل پذيرا گشتند .
شرح ماجراى زندگى خود يونس را به خواست خدا ذيل آيات 134 تا 148 سوره صافات بيان خواهيم كرد .
يادآورى اين نكته نيز لازم است كه قوم يونس هرگز در برابر مجازات قطعى قرار نگرفته بودند و گرنه توبه آنان نيز پذيرفته نمىشد ، بلكه اخطارها و هشدارهايى كه معمولا قبل از مجازات نهايى مىآيد براى آنها به قدر كافى بيدار كننده بود ، در حالى كه مثلا فرعونيان بارها اين اخطارها را ديده بودند ، ( همانند ماجراى طوفان و ملخ خوراكى و دگرگونى شديد آب نيل و امثال آن ) ولى هيچگاه اين اخطارها را جدى نگرفتند ، و تنها از موسى ع خواستند كه ناراحتى را خداوند از آنان بر طرف سازند تا ايمان بياورند ، اما هرگز ايمان
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 388
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٨٨