تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
بنا بر اين از عدم ايمان گروهى از آنان دلگير و ناراحت مباش ، اين لازمه اصل آزادى اراده و اختيار است كه گروهى مؤمن و گروهى بى ايمان خواهند بود ، « با اين حال آيا تو مىخواهى مردم را اكراه كنى كه ايمان بياورند » ( * ( أَ فَأَنْتَ تُكْرِه النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ) * ) . اين آيه بار ديگر تهمت ناروايى را كه دشمنان اسلام كرارا گفته و مىگويند با صراحت نفى مىكند ، آنجا كه مىگويند : اسلام آئين شمشير است و از طريق زور و اجبار بر مردم جهان تحميل شده است ، آيه مورد بحث مانند بسيارى از آيات ديگر قرآن مىگويد ايمان اجبارى بى ارزش است و اصولا دين و ايمان چيزى است كه از درون جان برخيزد ، نه از برون و بوسيله شمشير و مخصوصا پيامبر ص را از اكراه و اجبار كردن مردم براى ايمان و اسلام بر حذر مىدارد . در عين حال در آيه بعد اين حقيقت را يادآور مىشود : درست است كه انسانها مختار و آزادند ، « ولى باز اگر لطف الهى و فرمان پروردگار شامل حال آنها نشود هيچكس ايمان نمىآورد » ( * ( وَما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه ) * ) . و لذا آنها كه در مسير جهل و عدم تعقل گام بگذارند و حاضر به استفاده از سرمايه فكر و خرد خويش نباشند « خداوند رجس و پليدى را بر آنها مىنهد » آن چنان كه موفق به ايمان نخواهند شد ( * ( وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ ) * ) .

در اينجا به دو نكته بايد توجه كرد :

ممكن است در به دو نظر چنين تصور شود كه آيه اول و دوم با هم منافاتى دارند ، زيرا آيه نخست مىگويد خداوند كسى را اجبار به ايمان نمىكند ، در حالى كه آيه دوم مىگويد تا فرمان و اراده پروردگار نباشد كسى ايمان نمىآورد . ولى با توجه به يك نكته اين منافات ظاهرى و ابتدايى بر طرف مىشود و