آزادند ، و « زهد » به معنى حقيقيش بر وجود آنها حكومت مىكند ، نه با از دست دادن امكانات مادى جزع و فزع مىكنند و نه ترس از آينده در اين گونه مسائل افكارشان را به خود مشغول مىدارد .
بنا بر اين « غمها » و « ترسهايى » كه ديگران را دائما در حال اضطراب و نگرانى نسبت به گذشته و آينده نگه مىدارد در وجود آنها راه ندارد .
يك ظرف كوچك آب ، از دميدن يك انسان متلاطم مىشود ، ولى در پهنه اقيانوس كبير حتى طوفانها كم اثر است و به همين دليل اقيانوس آرامش مىنامند ( لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ ) ( حديد - 23 ) .
نه آن روز كه داشتند به آن دل بستند و نه امروز كه از آن جدا مىشوند غمى دارند ، روحشان بزرگتر و فكرشان بالاتر از آن است كه اين گونه حوادث در گذشته و آينده در آنها اثر بگذارد .
به اين ترتيب امنيت و آرامش واقعى بر وجود آنها حكمفرماست و بگفته قرآن أُولئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ ( انعام - 82 ) و يا به تعبير ديگر أَلا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ : « ياد خدا مايه آرامش دلها است » ( رعد - 28 ) .
خلاصه اينكه غم و ترس در انسانها معمولا ناشى از روح دنيا پرستى است ، آنها كه از اين روح تهى هستند ، اگر غم و ترسى نداشته باشند بسيار طبيعى است .
اين بيان استدلالى مساله بود و گاهى همين موضوع به بيان ديگرى كه شكل عرفانى دارد به اين صورت عرضه مىشود .
اولياى خدا آن چنان غرق صفات جمال و جلال او هستند و آن چنان محو مشاهده ذات پاك او مىباشند كه غير او را به دست فراموشى مىسپردند ، روشن است در غم و اندوه و ترس و وحشت حتما نياز به تصور فقدان و از دست دادن چيزى و يا مواجهه با دشمن و موجود خطرناكى دارد ، كسى كه غير خدا در دل او نمىگنجد و به غير او نمىانديشد و جز او را در روح خود پذيرا نمىشود ، چگونه ممكن است غم و اندوه و ترس و وحشتى داشته باشد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٣٤