براى همه آنها زيرا در بعضى تصريح شده قلبهايى كه در سينهها است ( دقت كنيد )
2 - در اينكه ميان « فضل » و « رحمت » كه در آيه دوم به آن اشاره شده است چه تفاوتى است در ميان مفسران گفتگو بسيار است :
الف - بعضى فضل الهى را اشاره به نعمتهاى ظاهرى ، و رحمت را اشاره به نعمتهاى باطنى دانستهاند ، و يا به تعبير ديگر يكى نعمت مادى و ديگرى نعمت معنوى را مىگويد ( كرارا در آيات قرآن جمله و ابتغوا من فضله يا لتبتغوا من فضله به معنى تحصيل روزى و درآمد مادى آمده است ) .
ب - بعضى ديگر گفتهاند : فضل الهى آغاز نعمت ، و رحمت او و دوام نعمت است ( البته با توجه به اينكه فضل به معنى بخشيدن نعمت مىباشد و با توجه به اينكه ذكر رحمت پس از آن بايد چيزى اضافه بر آن بوده باشد ، تفسير فوق قابل درك است ) و اينكه در روايت متعددى مىخوانيم منظور از فضل الهى وجود پيامبر ص و نعمت نبوت ، و منظور از رحمت پروردگار وجود على ع و نعمت ولايت است ، نيز شايد اشاره به همين تفسير باشد ، زيرا پيامبر ص سر آغاز اسلام بود و على ع سبب بقا و ادامه حيات آن شد ( يكى علت محدثه و ايجاد كننده و ديگرى مبقيه و بقا دهنده ) ( 1 ) .
بعضى ديگر احتمال دادهاند كه فضل اشاره به نعمتهاى بهشتى ، و رحمت اشاره به آمرزش از گناه است .
ج - اين احتمال نيز داده شده كه فضل اشاره به نعمت عام پروردگار به دوست و دشمن مىباشد و رحمت با توجه به كلمه « للمؤمنين » كه در آيه قبل به صورت قيد رحمت ذكر شده اشاره به رحمت ويژه او نسبت به افراد با ايمان است .
هامش
( 1 ) براى آگاهى از اين روايات به تفسير نور الثقلين جلد 2 صفحه 307 و 308 مراجعه شود .