سلولهاى مغزى فعل و انفعال بيشترى دارند و غذاى بيشترى جذب مىكنند و امواج زيادترى مىفرستند ، ولى به هنگامى كه پاى مسائل عاطفى مانند عشق و محبت و تصميم و اراده و خشم و كينه و حسد ، عفو و گذشت به ميان مىآيد ، فعاليت عجيبى در قلب انسان شروع مىشود ، گاهى ضربان شديد پيدا مىكند ، گاهى ضربانش بقدرى سست مىشود گويا مىخواهد از كار بايستد ، گاهى احساس مىكنيم كه قلب ما مىخواهد منفجر بشود ، اينها همه به خاطر پيوند نزديكى است كه قلب با اين سلسله مسائل روانى دارد .
از همين رو قرآن مجيد ايمان را به قلب نسبت مىدهد ( وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ ) - ( حجرات - 14 ) و يا جهل و لجاجت و عدم تسليم در مقابل حق را به عنوان نابينايى قلب تعبير مىكند ( وَلكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ - حج - 46 ) .
ناگفته نماند كه اين گونه تعبيرات مخصوص قرآن نيست ، در ادبيات زبانهاى گوناگون در زمانهاى گذشته و امروز نيز جلوههاى مختلف اين مساله ديده مىشود ، غالبا به كسى كه علاقه داريم مىگوئيم در قلب ما جاى دارى و يا قلب ما متوجه تو است ، و يا قلب ما در گرو عشق تو است ، و هميشه سمبل عشق را ترسيمى از قلب انسان قرار مىدهند .
همه اينها به خاطر آن است كه انسان همواره اين احساس را داشته است كه به هنگام عشق و علاقه و يا كينه و حسد و مانند اينها تاثير و تاثر خاصى در قلب خود احساس مىكند ، يعنى نخستين جرقه اين مسائل روانى به هنگام انتقال به جسم در قلب آشكار مىشود .
البته علاوه بر همه اينها ، سابقا اشاره كردهايم كه يكى از معانى قلب در لغت عقل و روح آدمى است و معنى آن منحصر به اين عضو مخصوص كه در درون سينه است نمىباشد و اين خود تفسير ديگرى براى آيات قلب مىتواند باشد اما
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢١