شما براى خودتان باشد « ( * ( وَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لِي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ ) * ) .
« شما از آنچه من انجام مىدهم بيزاريد ، و من هم از اعمال شما بيزارم » ( * ( أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ ) * ) .
اين اعلام بيزارى و بى اعتنايى كه توأم با اعتماد و ايمان قاطع به مكتب خويشتن است ، اثر روانى خاصى ، مخصوصا در منكران لجوج ، دارد ، و به آنها مىفهماند كه هيچ اصرار و اجبارى در مورد قبول و پذيرش آنها نيست ، آنها با عدم تسليم در مقابل حق ، خود را به محروميت مىكشانند و تنها به خويشتن ضرر مىزنند .
نظير اين تعبير در آيات ديگر قرآن نيز آمده است ، همانگونه كه در « سوره كافرون » مىخوانيم لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ : « آئين شما براى خودتان آئين من هم براى خودم » .
و از اين بيان روشن مىشود كه محتواى اين گونه آيات هيچگونه منافاتى با دستور تبليغ يا جهاد در برابر مشركان ندارد ، تا بخواهيم اين آيات را منسوخ بدانيم ، بلكه همانگونه كه گفته شد اين يك نوع مبارزه منطقى از طريق بى اعتنايى در برابر افراد لجوج و كينه توز است .
در دو آيه بعد اشاره به دليل انحراف و عدم تسليم آنها در برابر حق مىكند و مىگويد : « براى هدايت يك انسان تنها تعليمات صحيح و آيات تكان دهنده و اعجاز آميز و دلائل روشن كافى نيست ، بلكه آمادگى و استعداد پذيرش و شايستگى براى قبول حق نيز لازم است ، همانگونه كه براى پرورش سبزه و گل تنها بذر آماده كافى نمىباشد ، زمين مستعد نيز لازم است .
لذا نخست مىگويد : « گروهى از آنها گوش به سوى تو فرا مىدهند اما گويى كرند » ( * ( وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ ) * ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) در اين آيه در حقيقت جمله كانهم صم لا يستمعون در تقدير است .