زشت و آلوده آفريده كه هر قدر انسان به آنها بيشتر آلوده شود ، بيشتر خو مىگيرد و نه تنها قبح و زشتى آنها تدريجا از ميان مىرود بلكه كم كم به صورت عملى شايسته در نظرشان مجسم مىگردد ! و اما چرا در آيه فوق اين گونه افراد به عنوان « مسرف » ( اسرافكار ) معرفى شدهاند به خاطر اين است كه چه اسرافى از اين بالاتر كه انسان مهمترين سرمايه وجود خود يعنى عمر و سلامت و جوانى و نيروها را بيهوده در راه فساد و گناه و عصيان و يا در مسير بدست آوردن متاع بى ارزش و ناپايدار اين دنيا به هدر دهد ، و در برابر اين سرمايه چيزى عائد او نشود .
آيا اين كار اسراف نيست و چنين كسان مسرف محسوب نمىشوند .
در اينجا به يك نكته بايد توجه كرد انسان در قرآن كريم
در باره « انسان » تعبيرات مختلفى در قرآن مجيد آمده است .
در آيات زيادى از او به « بشر » تعبير شده .
و در آيات فراوانى به انسان ، و در آياتى نيز به عنوان « بنى آدم » و عجيب اينكه در بسيارى از آياتى كه از او به انسان تعبير شده صفات نكوهيده و مذمومى براى او ذكر گرديده است .
مثلا در آيات مورد بحث انسان به عنوان يك موجود فراموشكار و حقنشناس معرفى شده .
در جاى ديگر به عنوان يك موجود ضعيف ( خُلِقَ الإِنْسانُ ضَعِيفاً - نساء - 28 ) و در جاى ديگر به عنوان يك موجود ستمگر و كفران كننده ( إِنَّ الإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ - ابراهيم - 34 ) .
و در جايى ديگر انسان را بخيل ( كانَ الإِنْسانُ قَتُوراً - اسراء - 100 ) .