در كار نبوده باشد ، به همين دليل « * ( اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ) * » به معنى اين است كه خداوند زمام امور جهان را بر دست گرفت ( 1 ) .
« تدبر » از ماده « تدبير » در اصل از « دبر » ( بر وزن ابر ) به معنى پشت سر و عاقبت چيزى است بنا بر اين تدبير به معنى بررسى كردن عواقب كارها ، و مصالح را سنجيدن و بر طبق آن عمل نمودن است . پس از آنكه روشن شد خالق و آفريدگار « اللَّه » است و زمام اداره جهان هستى به دست او است و تدبير همه امور به فرمان او مىباشد معلوم است كه بتها اين موجودات بى جان و عاجز و ناتوان هيچگونه نقشى در سرنوشت انسانها نمىتوانند داشته باشند لذا در جمله بعد مىفرمايد : « هيچ شفاعت كننده اى جز به اذن و فرمان او وجود ندارد » ( * ( ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِه ) * ) ( 2 ) .
آرى « اين چنين است » اللَّه « پروردگار شما ، او را بايد پرستش كنيد نه غير او » ( * ( ذلِكُمُ اللَّه رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوه ) * ) .
« آيا با اين دليل روشن متذكر نمىشويد ؟ » ( * ( أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ) * ) .
در آيه بعد همانگونه كه اشاره كرديم سخن از معاد مىگويد و در جملههاى كوتاهى هم اصل اين مسئله و هم دليل ، و هم هدف آن را بيان مىدارد .
نخست مىگويد : « بازگشت همه شما به سوى خدا است » ( * ( إِلَيْه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً ) * ) .
سپس روى اين مساله مهم تكيه و تاكيد كرده اضافه مىكند : « اين وعده
هامش
( 1 ) براى توضيح بيشتر و آگاهى از معانى مختلف « عرش » به جلد 6 صفحه 204 به بعد و جلد دوم صفحه 200 مراجعه فرمائيد .
( 2 ) پيرامون مسئله مهم « شفاعت » در جلد اول صفحه 160 به بعد و در جلد دوم صفحه 196 به بعد توضيح كافى دادهايم .