تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
سراغ دو اصل اساسى تعليمات همه انبياء يعنى « مبدء » و « معاد » مىرود ، و در دو آيه فوق اين دو اصل مهم را در ضمن عباراتى كوتاه و گويا بيان مىكند . نخست مىگويد : « پروردگار شما همان خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد » ( * ( إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّه الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ) * ) . همانگونه كه سابقا هم اشاره كرده‌ايم كلمه « يوم » در لغت عرب و « روز » در فارسى و معادل آن در ساير لغات در بسيارى مواقع به معنى دوران استعمال مىشود چنان كه مىگوئيم : روزى در كشور ما استبداد حكومت مىكرد ، ولى اكنون در پرتو انقلاب روز آزادى است ، يعنى دورانى استبداد بود و پس از پايان استبداد دوران رهايى مردم رسيده است ( 1 ) . بنا بر اين مفهوم جمله فوق اين مىشود كه پروردگار آسمان و زمين را در شش دوران آفريده است و چون در باره اين دورانهاى ششگانه سابقا سخن گفته‌ايم از تكرار آن خوددارى مىكنيم ( 2 ) . سپس اضافه مىكند : « خداوند پس از آفرينش جهان زمام امور آنها را در دست گرفت » ( * ( ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ) * ) . « همه كارهاى جهان به فرمان او است ، و همه چيز در قبضه تدبيرش » ( يدبر الامر ) . كلمه « عرش » گاهى به معنى « سقف » ، و گاهى به معنى چيزى كه داراى سقف است ، و زمانى به معنى تختهاى بلند پايه مىآيد ، اين معنى اصلى آن است اما معنى كنايى آن همان قدرت است ، چنان كه مىگوئيم فلان شخص بر تخت نشست ، و يا پايه‌هاى تختش فرو ريخت ، و يا او را از تخت به زير آوردند ، همه اينها كنايه از قدرت يافتن و يا از دست دادن قدرت است در حالى كه ممكن است اصلا تختى
هامش
( 1 ) و ( 2 ) براى توضيح بيشتر و ذكر مثالهايى در اين باره از عربى و فارسى به جلد 6 صفحه 200 ذيل آيه 54 سوره اعراف مراجعه نمائيد .