احتمال سومى كه بعضى ديگر از مفسران دادهاند اين است كه آيه حكم مستقلى را جدا از مباحث جهاد بيان مىكند و آن اينكه مسلمانان وظيفه دارند كه به عنوان يك واجب كفايى از هر قوم و جمعيتى عده اى برخيزند ، و براى فرا گرفتن معارف و تعليمات اسلام به مراكز بزرگ اسلامى بروند ، و پس از فرا گرفتن علوم ، به شهر و ديار خود بازگردند ، و به تعليم ديگران بپردازند ( 1 ) ولى همانگونه كه گفتيم تفسير اول به مفهوم آيه نزديكتر است هر چند اراده همه اين معانى نيز چندان بعيد نيست ( 2 ) .
2 - بعضى چنين تصور كردهاند كه ميان اين آيه و آيات سابق نوعى منافات ديده مىشود ، زيرا در آيات گذشته به همه دستور شركت در ميدان جهاد داده شده ، و تخلف كنندگان به شدت مورد سرزنش قرار گرفتند ، ولى در آيه مورد بحث ، دستور مىدهد كه همه نبايد به سوى ميدان جهاد حركت كنند .
اما روشن است كه اين دو دستور با توجه به شرائط مختلف صادر شده ، مثلا در مورد جنگ تبوك و روبرو شدن با ارتش نيرومند امپراطورى روم ، چاره اى جز اين نبود كه همه مسلمانان آماده جهاد شوند ، ولى در مورد مقابله با گروههاى كوچكتر ، ضرورتى ندارد كه همه مسلمانان حركت كنند ، مخصوصا در مواردى كه خود پيامبر ص در مدينه مىماند ، نبايد مدينه را خالى نمايند ، و خطرات احتمالى آن را ناديده بگيرند ، و از فرا گيرى معارف و احكام اسلام غافل بمانند .
بنا بر اين هيچگونه نسخ در آيات فوق وجود ندارد ، و اينكه بعضى چنين تصور كردهاند ، اشتباه است .
هامش
( 1 ) اين تفسير با شان نزولى كه مرحوم شيخ طوسى در تبيان آورده است سازگار مىباشد .
( 2 ) توجه داشته باشيد كه ما استعمال يك لفظ در چند معنى را جايز مىشمريم .