اين افراد ، خود را از گناه جعل ترديدها و شبههها و انتساب آن به من و پخش آن در بين مردم ، جدا مىسازند ؟ ! « 1 » 4 . درباره روايت مندرج در كتاب نشانههاى روز واپسين نمىتوانم به نفى يا اثبات ، مطلبى را عنوان كنم . اگر اين روايت صحيح باشد و واقعاً خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله خبر داده است كه وقتى مردم با مهدى بيعت مىكنند ، سروش از آسمان ندا مىدهد : « اين خليفهء خدا مهدى است ، به سخنش گوش فرا دهيد و فرمان بريد » .
در اين صورت نظر من كه در كتابم موجز تاريخ تجديدالدين و احيائه اظهار نمودهام ، بىشك باطل است . ولى من يقين ندارم كه به پيامبر صلى الله عليه و آله چنين خبرى رسيده باشد ، زيرا ما طى مطالعه و بررسى قرآن مىدانيم كه مردم به هنگام بعثت پيامبرى از پيامبران خدا ، چنين ندايى را نشنيدند ، و حتى هنگام بعثت حضرت محمد صلى الله عليه و آله كه آخرين پيامبر خداست و بشريّت از آن پس فرصت ديگرى نمىيافت تا روز قيامت ، كفر را از ايمان تمييز دهد ، چنين ندايى شنيده نشده است .
مشركان مكّه ، همچنان از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواستند كه فرشتهاى همراه داشته باشد ! كه خبر دهد او فرستادهء خداست ، يا دليل روشنى بياورد كه بهطور يقين بدانند او فرستاده خداست ، ولى خداى متعال تمام اين درخواستها را رد كرد و در بسيارى از آيات قرآن دليل ردّ آن را بيان فرمود و آن اينكه پردهبردارى از چهرهء حقيقت بهطورى كه ديگر فرصتى براى آزمودن مردم نماند ، از نظر عقلى با حكمت متعالى الهى ، سازگارى ندارد ، پس چگونه اعتقاد داريم و حتى روا مىداريم كه مدعى شويم خدا اين سنّت خويش را در مورد مهدى دگرگون خواهد كرد و سروش از آسمان ندا خواهد داد :
« اين خليفهء خدا مهدى است ، پس سخن او را بشنويد و فرمان بريد » ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) . استاد مودودى در 31 سپتامبر 1979 ميلادى ، يعنى 38 سال پس از تأسيس رحلت كرد و هيچگونه ادعايى كه بعضى مردم بهوى نسبت مىدادند ، نكرد . اين افراد در روز قيامت دربارهء ترويج ادعاهاى جعلى و باز داشتن مردم از تلاش در راه برقرار دين خدا ، چه پاسخى خواهند داشت ! ( خليل حامدى ) .
( 2 ) . اين استدلال استاد مودودى نيز قابل بحث و بررسى است . . . اگر در دوران نبوتها ، بعضى از امور به دلايلى خاص تحقق نيافته است ؛ اين امر ، الزاماً به اين معنا نمىتواند باشد كه در آخرالزمان نيز هيچ امر جديدى اتفاق نيافتد و يا حادثه فوقالعادهاى رخ ندهد ؟
اشكال استاد مودودى فقط در يك امر نهفته است و آن اينكه متأسفانه ايشان در پذيرش حديث ، فقط به راويان اهل سنت اعتماد مىورزد و از مكتب اهل بيت كه نزديكترين افراد به پيامبر صلى الله عليه و آله بودند ، دور مىشود . . . و يا مىگويد كه اين ديدگاه شيعى است ! . . . ولى اين نكته را او خود يادآور مىشود كه اگر صحت حديثى ثابت گردد ، حتماً كلام او باطل است . . . و اين كه همه گفتهها و آراء و اجتهادهاى وى ضرورتى ندارد كه مطابق با حق باشد ! . . . و اين اعتراف ، تا حدودى مىتواند ما را در قبال اشتباههاى غيرعمد وى قانع سازد ! ( مترجم )