پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : مثل أمّتى مثل المطر لا يدرى أوله خيراً ام آخره ؛ افراد امتِ من همانند بارانند ، دانسته نيست كه اول آن خير است يا پايان آن » .
حافظ ابن حجر در فتحالبارى مىگويد : « اين حديثِ « حسن » از طُرقى روايت شده كه چه بسا تا سطح صحت ، ارتقا يابد . وى گفت : ابن حبان از حديث عمار آن را تصحيح مىنمايد » .
به اعتقاد من راهى كه شيخ « ابن محمود » در بيان حكم اين دو حديث پيموده ، صحيحتر و روش مطلوبترى است ، چون وى بر حكم كسى اعتماد كرده است كه براى داورى دربارهء حديث اهليت دارد . شيخ از متخصصان در زمينهء تخصصىشان پيروى كرده است و چه خوب بود در شناسايى مرتبهء احاديث مهدى نيز همين راه را مىپيمود . اگر به شناخت حكم اين حافظان چهارگانه در مورد احاديث مهدى اكتفا كنيم ، مىبينيم كه سخاوى احاديث مهدى را از قبيل احاديث متواتر دانسته است ، زيرا وى در كتاب فتح المغيث بشرح الفية الحديث حافظ عراقىآن را در رديف مثالهاى احاديث « متواتر » آورده است . علاوه بر اين مىبينيم كه وى كتابى در احاديث مهدى بهنام ارتقاء الغرف تأليف نموده و در كتاب المقاصد الحسنه فى بيان كثير من المشتهرة على الألسنة آن را ذكر نموده است .
« العجلونى » در كشف الخفاء مىگويد : « ذكر وى ( مهدى ) در احاديث روايت شده ، بهوسيلهء بعضى حافظان آمده است ، از جمله حافظ سخاوى در ارتقاء الغرف . »
ولى از حافظ عراقى سخنى در خصوص مهدى نيافتهام . اما فرزند و شاگردش « حافظ ولى الدين ابازرعه عراقى » طرق احاديث مهدى را جمعآورى نموده كه « ابن فهد » در ذيل تذكرة الحفاظ ذهبى از وى نام مىبرد . حافظ بن حجر عسقلانى در فتحالبارى و در تهذيب التهذيب پس از نقل سخنان ابى الحسين أبرى ، مبنى بر تواتر احاديث مهدى ، دربارهء آن سكوت اختيار نموده است ، همچنين در كتاب فتحالبارى بخشهايى از گفتار اهل علم درباهء ثبوت ظهور مهدى در آخرالزمان را ذكر كرده است .
قديمىترين حافظ در بين اين حافظان ، « ابن حبان بستى » در صحيح خود ،
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٩٩