ابوذرعه او را مورد اعتماد و صالح براى نقل حديث ، معرفى مىكند . البته نقل احاديث مشابه از طرق ديگر ، هر گونه شبههاى را در اين زمينه ، مرتفع مىسازد .
ابنخلدون در مقدمه تاريخ خود حديث را نقل نموده و در مورد عاصم مىگويد :
او حافظه نيرومندى نداشت ! . « شيخ احمد شاكر » در پاسخ ابنخلدون مىنويسد :
ابنخلدون از آراى محدثان آگاه نبوده و گرنه مىبايست بداند كه اين ضعف ، نمىتواند موجب ردّ حديثى بشود كه از طرق ديگر هم ثابت شده است ، در حالى كه مىدانيم او يكى از ائمه معروف قاريان قرآن است .
پس آنچه كه در مورد عاصم گفته شده نمىتواند موجب رد حديث منقول از وى در علم الحديث بشود ، بهويژه كه بسيارى از صحابه ، حديثى مشابه در اين زمينه نقل كردهاند و اصل موضوع از طرق متعدد و سنت صحيح ، ثابت شده است و هيچكس نمىتواند در صحت آنها ترديد روا دارد ؛ بهويژه كه در صدق و عدل وى كسى شك ندارد و كمى حافظه و يا احتمال اشتباه در حفظ ، موجب ردّ حديث نمىگردد .
6 . ابىوداود در سنن خود مىگويد : « سهل بن تمام بن بديع بهنقل از « عمران القطان » از « قتاده » ، از « ابى نضره » ، از « ابى سعيد خدرى » چنين نقل مىكند :
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : مهدى از من است ؛ داراى پيشانى بلند ، بينى عقابى كه زمين را پر از عدل و داد كند ، پس از آنكه از بيداد آكنده شده باشد و هفت سال زمامدارى مىكند » .
ابن القيم در المنار مىگويد : « ابوداود با اسناد نيكو آن را روايت كرده و در مصابيح السنة در فصل الحسان ، آن را آورده است . الالبانى در بررسى احاديث المشكاة مىگويد : « اسناد آن نيكوست » . سيوطى نيز در الجامع الصغير به صحت آن اشاره كرده است .
7 . ابن ماجه در سنن خود از « محمدبن يحيى و احمد بن يوسف نقل مىكند كه آنها از عبدالرزاق ، از سفيان الثورى ، از خالد الخداء ، از ابى قلابه از ابى اسماء رحبى ، از ثوبان حديث كردهاند كه پيامبر فرمود : « پرچمهاى سياه از سوى مشرق به چشم مىخورد و با آنها جنگى سخت انجام مىدهيد . . . شما اگر او را ديديد كه خليفةاللَّه ، مهدى است ، حتماً بيعت كنيد . »
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 106
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٠٦