تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
و در پايان آيه « انديشمندان و صاحبان عقل و هوش » را مخاطب ساخته و تاكيد مىكند كه « از خدا بپرهيزيد تا رستگار شويد » . ( * ( فَاتَّقُوا اللَّه يا أُولِي الأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) * ) . اما اينكه در آيه ظاهرا توضيح واضحى بيان شده از اين نظر است كه ممكن است ، كسى خيال كند عوارضى از قبيل فزونى طرفداران پليدى و به اصطلاح « اكثريت » باعث آن شود ، كه چيز ناپاك در رديف پاك قرار گيرد ، چنان كه ملاحظه كرده‌ايد ، گاهى بعضى از مردم تحت تاثير انبوه جمعيت و تمايلات اكثريت قرار گرفته و تصور مىكنند ، اگر اكثريت بهر مطلبى تمايل پيدا كرد ، اين نشانه قطعى و بدون چون و چراى درستى آن مطلب است ، در حالى كه چنين نيست و مواردى كه اكثريت اجتماعات گرفتار اشتباهات روشن شده‌اند بسيار زياد است ، در واقع آنچه براى شناسايى خوب از بد ( « خبيث » از « طيب » ) لازم است اكثريت كيفى است نه اكثريت كمى ، يعنى افكار قويتر و والاتر و عاليتر و انديشه‌هاى تواناتر و پاكتر لازم است نه كثرت نفرات طرفدار . اين مساله شايد با مذاق بعضى از مردم امروز سازگار نباشد كه بر اثر تلقينات و تبليغاتى كوشش شده ، هميشه تمايلات اكثريت را به عنوان يك مقياس سنجش نيك از بد بخورد آنها بدهند ، تا آنجا كه باور كرده‌اند ، « حق » يعنى چيزى كه اكثريت بپسندد ، و خوب چيزى است كه اكثريت به آن مايل باشد در حالى كه چنين نيست . و بسيارى از گرفتاريهاى مردم دنيا بر اثر همين طرز تفكر است . آرى اگر اكثريت از رهبرى صحيح و تعليمات درستى بهره مند گردد و به اصطلاح يك اكثريت به تمام معنى رشيد شود ، آن گاه ممكن است تمايلات او مقياسى براى سنجش خوب و بد باشد ، نه اكثريتهاى رهبرى نشده و غير رشيد . در هر حال قرآن در آيه مورد بحث ، اشاره اى به اين واقعيت كرده و مىفرمايد :