شان نزول :
در شان نزول آيات فوق در منابع حديث و تفسير اقوال مختلفى ديده مىشود ، ولى آنچه با آيات فوق و تعبيرات آن سازگارتر است شان نزولى است كه در تفسير مجمع البيان از على بن ابى طالب ع نقل شده است كه « روزى پيامبر ص خطبه اى خواند و دستور خدا را درباره حج بيان كرد شخصى بنام عكاشه - و بروايتى سراقه - گفت آيا اين دستور براى هر سال است ، و همه سال بايد حج بجا بياوريم ؟
پيامبر ص به سؤال او پاسخ نگفت ، ولى او لجاجت كرد ، و دو بار ، و يا سه بار ، سؤال خود را تكرار نمود ، پيامبر ص فرمود : واى بر تو چرا اينهمه اصرار مىكنى اگر در جواب تو بگويم بلى ، حج در همه سال بر همه شما واجب مىشود و اگر در همه سال واجب باشد توانايى انجام آن را نخواهيد داشت و اگر با آن مخالفت كنيد گناهكار خواهيد بود ، بنا بر اين ما دام كه چيزى به شما نگفتهام روى آن اصرار نورزيد زيرا ( يكى از ) امورى كه باعث هلاكت ( بعضى از ) اقوام گذشته شد اين بود كه لجاجت و پر حرفى مىكردند و از پيامبرشان زياد سؤال مىنمودند ، بنا بر اين هنگامى كه به شما دستورى مىدهم به اندازه توانايى خود آن را انجام دهيد ( اذا امرتكم من شىء فاتوا منه ما استطعتم ) و هنگامى كه شما را از چيزى نهى مىكنم خوددارى كنيد « آيات فوق نازل شد و آنها را از اين كار باز داشت ( 1 ) .
اشتباه نشود منظور از اين شان نزول - همانطور كه در تفسير آيه خواهيم گفت - اين نيست كه راه سؤال و پرسش و فراگيرى مطالب را به روى مردم ببندد زيرا
هامش
( 1 ) تفسير « مجمع البيان » و تفسير « در المنثور » و « المنار » در ذيل آيه مورد بحث با تفاوتهايى اين شان نزول را نقل كردهاند .