( لُوا شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا ) .
آرى دلائل كافى از طرف پروردگار در اختيار آنها بود و آنها راه را از چاه مىشناختند « ولى زندگى فريبنده دنيا ، و زرق و برق وسوسه انگيز آن ، آنها را فريب داد » ( غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ) .
اين جمله به خوبى مىرساند كه سد بزرگ راه سعادت انسانها دلبستگى بىحد و حساب و تسليم بىقيد و شرط در برابر مظاهر جهان ماده است ، دلبستگيهايى كه انسان را به زنجير اسارت مىكشاند و او را به هر گونه ظلم و ستم ، تعدى و اجحاف ، خود خواهى و طغيان ، دعوت مىكند .
بار ديگر قرآن تاكيد مىكند كه « آنها با صراحت به زيان خود گواهى مىدهند كه راه كفر پوييدند و در صف منكران حق قرار گرفتند » ( شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِينَ ) .
در آيه بعد همان مضمون آيه گذشته را ، اما به صورت يك قانون كلى و سنت هميشگى الهى ، بازگو مىكند كه « اين به خاطر آن است كه پروردگار تو هيچگاه مردم شهرها و آباديها را به خاطر ستمگريهايشان ، در حالى كه غافلند ، هلاك نمىكند » مگر اينكه رسولانى به سوى آنها بفرستد و آنها را متوجه زشتى اعمالشان سازد و گفتنىها را بگويد ( * ( ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَأَهْلُها غافِلُونَ ) * ) .
كلمه « بظلم » مىتواند به اين معنى باشد كه خدا كسى را به خاطر ستمهايش ، و در حال غفلت ، پيش از فرستادن پيامبران مجازات نمىكند ، و مىتواند به اين معنى باشد كه خدا افراد غافل را از روى ظلم و ستم كيفر نمىدهد زيرا كيفر دادن آنها در اين حال ، ظلم و ستم است و خداوند برتر از اين است كه در باره كسى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 444
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٤٤