باز مىگردد و بحثهاى آيات گذشته را با آن تكميل مىكند .
آنها را به ياد روزى مىاندازد كه رو در روى شياطينى كه از آنها الهام گرفتهاند مىايستند و از اين پيروان و آن پيشوايان سؤال مىشود ، سؤالى كه در برابرش پاسخى ندارند و جز حسرت و اندوه نتيجه اى نمىگيرند ، اين هشدارها به خاطر آن است كه تنها به اين چند روز زندگى ننگرند و به پايان كار نيز بينديشند .
نخست مىگويد : « آن روز كه همه را جمع و محشور مىسازد ، ابتدا مىگويد : « اى جمعيت جن و شياطين اغواگر شما افراد زيادى از انسانها را گمراه ساختيد » ( * ( وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الإِنْسِ ) * ) ( 1 ) .
منظور از كلمه « جن » در اينجا همان شياطين است ، زيرا جن در اصل لغت همانطور كه قبلا هم گفتهايم به معنى هر موجود ناپيدا مىباشد و در آيه 50 سوره كهف در باره رئيس شياطين « ابليس » مىخوانيم « كانَ مِنَ الْجِنِّ » يعنى او از جن بود .
آيات گذشته كه از وسوسههاى رمزى شياطين با جمله « إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ » سخن مىگفت ، همچنين آيه بعد كه از رهبرى بعضى از ستمگران از بعضى ديگر سخن مىگويد مىتواند اشاره اى به اين موضوع باشد .
اما شياطين اغواگر گويا در برابر اين سخن پاسخى ندارند و سكوت مىكنند ، ولى « پيروان آنها از بشر چنين مىگويند : پروردگارا آنها از ما بهره گرفتند و ما هم از آنها ، تا زمانى كه اجل ما پايان گرفت « ( * ( وَقالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنا ) * » .
هامش
( 1 ) « يوم » ظرف است و متعلق به جمله « يقول » است كه محذوف مىباشد و در اصل جمله چنين بوده « و يوم يحشرهم جميعا يقول » .