تفسير :
در اين آيات به قسمتى از مواهبى كه خداوند به ابراهيم داده است اشاره شده ، و آن موهبت فرزندان صالح و نسل لايق و برومند است كه يكى از بزرگترين مواهب الهى محسوب مىشود .
نخست مىگويد : « ما به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( فرزند اسحاق ) را بخشيديم » ( * ( وَوَهَبْنا لَه إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ ) * ) .
و اگر در اينجا اشاره به فرزند ديگر ابراهيم ، اسماعيل نشده بلكه در لابلاى بحث آمده است شايد به خاطر آن است كه تولد « اسحاق » از مادر عقيمى همچون « ساره » آن هم در سن پيرى موضوع بسيار عجيب و موهبتى غير منتظره بود .
سپس براى بيان اينكه افتخار اين دو تنها در جنبه پيغمبرزادگى نبود ، بلكه شخصا در پرتو فكر صحيح و عمل صالح نور هدايت را در قلب خود جاى داده بودند ، مىگويد : « هر يك از آنها را هدايت كرديم » ( * ( كُلًّا هَدَيْنا ) * ) .
و به دنبال آن براى اينكه تصور نشود ، در دورانهاى قبل از ابراهيم ، پرچمدارانى براى توحيد نبودند ، و اين موضوع از زمان او شروع شده اضافه مىكند ، « نوح را نيز پيش از آن هدايت و رهبرى كرديم » ( * ( وَنُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ ) * ) .
و مىدانيم نوح نخستين پيامبر اولو العزم است كه داراى آئين و شريعت بود و سر سلسله پيامبران اولوا العزم مىباشد .
در حقيقت با اشاره به موقعيت نوح كه از اجداد ابراهيم است و موقعيت جمعى از پيامبران كه از دودمان و فرزندان او هستند ، موقعيت ممتاز ابراهيم را از نظر « وراثت و ريشه » و « ثمره » وجودى مشخص مىسازد .