تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
ابراهيم صدا زد اين است پروردگار من ؟ اما سرانجام ماه به سرنوشت همان ستاره گرفتار شد و چهره خود را در پرده افق كشيد ، ابراهيم جستجوگر گفت : اگر پروردگار من مرا به سوى خود رهنمون نشود در صف گمراهان قرار خواهم گرفت « ! ( * ( فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ) * ) . در اين هنگام شب به پايان رسيده بود و پرده‌هاى تاريك خود را جمع كرده و از صحنه آسمان مىگريخت ، خورشيد از افق مشرق سر برآورده و نور زيبا و لطيف خود را همچون يك پارچه زربفت بر كوه و دشت و بيابان مىگسترد ، « همين كه چشم حقيقت بين ابراهيم بر نور خيره كننده آن افتاد صدا زد خداى من اين است ؟ ! اينكه از همه بزرگتر و پرفروغتر است ! ، اما با غروب آفتاب و فرو رفتن قرص خورشيد در دهان هيولاى شب ، ابراهيم آخرين سخن خويش را ادا كرد و گفت : اى جمعيت ، من از همه اين معبودهاى ساختگى كه شريك خدا قرار داده‌ايد بيزارم » ( * ( فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ) * ) . اكنون كه فهميدم در ما وراى اين مخلوقات متغير و محدود و اسير چنگال قوانين طبيعت خدايى است قادر و حاكم بر نظام كاينات « من روى خود را به سوى كسى مىكنم كه آسمانها و زمين را آفريد و در اين عقيده خود كمترين شرك راه نمىدهم ، من موحد خالصم و از مشركان نيستم » ( * ( إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) * ) . در تفسير اين آيه و آيات بعد و اينكه چگونه ابراهيم موحد و يكتاپرست