ندارد ، و در هر صورت اين دو لازم و ملزوم يكديگرند ، زيرا هر كجا خزانه اى است ، كليدى وجود دارد .
ولى بيشتر به نظر مىرسد كه « مفاتح » به معنى كليدها باشد ، نه خزائن ، زيرا هدف در اينجا بيان علم خدا است و آن با مساله كليد كه وسيله آگاهى از ذخاير مختلف است ، متناسبتر مىباشد ، در دو مورد ديگر كه كلمه « مفاتح » در قرآن به كار رفته ، نيز منظور از آن كليد است ( 1 ) .
سپس براى توضيح و تاكيد بيشتر مىگويد : « آنچه در بر و بحر است خدا مىداند » ( * ( وَيَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ) * ) .
« بر » به معنى مكان وسيع است ، و معمولا به خشكىها گفته مىشود ، و « بحر » در اصل نيز به معنى محل وسيعى است كه آب زياد در آن مجتمع باشد ، و معمولا به درياها و گاهى به نهرهاى عظيم نيز گفته مىشود .
در هر حال آگاهى خدا از آنچه در خشكىها و درياها است ، به معنى احاطه علم او بر همه چيز است . و توجه به وسعت معنى جمله بالا ( آنچه در خشكيها و درياها است خدا مىداند ) در حقيقت روشنگر گوشه اى از علم وسيع او است .
يعنى او از جنبش ميلياردها موجود زنده ، كوچك و بزرگ ، در اعماق درياها .
از لرزش برگهاى درختان در تمام جنگلها و كوهها .
از تاريخچه قطعى شگفتن هر غنچه و باز شدن گلبرگها .
از جريان امواج نسيم در بيابانها و خميدگى درهها .
از شماره واقعى سلولهاى بدن هر انسان و گلبولهاى خونها .
از حركات مرموز تمام الكترونها در دل اتمها .
و بالآخره از تمام انديشه هايى كه از لابلاى پردههاى مغز ما مىگذرد ، و تا
هامش
( 1 ) * ( ما إِنَّ مَفاتِحَه لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ ) * . ( قصص آيه 76 ) . . . * ( أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَه ) * ( سوره نور آيه 61 ) .