تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
در جمله بعد مىفرمايد : دليلى ندارد كه اين گونه اشخاص با ايمان را از خود دور سازى ، براى اينكه نه حساب آنها بر تو است و نه حساب تو بر آنها ، ( * ( ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ ) * ) . با اينحال اگر آنها را از خود برانى از ستمگران خواهى بود ( * ( فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ) * ) . در اينكه منظور از « حساب » در اينجا چه حسابى است ؟ در ميان مفسران گفتگو است ، بعضى احتمال داده‌اند كه منظور از حساب ، حساب روزى آنها است ، يعنى اگر دست آنها از مال و ثروت تهى است بارى بر دوش تو نمىگذارند ، زيرا حساب روزى آنها با خدا است ، همانگونه كه تو نيز بار زندگى خود را بر دوش آنها نمىگذارى و حساب روزى تو با آنها نيست . ولى با توجه به بيانى كه خواهيم كرد اين احتمال بعيد به نظر مىرسد . بلكه ظاهر اين است كه منظور از حساب ، حساب اعمال است - همانطور كه بسيارى از مفسران گفته‌اند - اما چگونه خداوند مىفرمايد حساب اعمال آنها بر تو نيست ، در حالى كه آنها عمل بدى نداشته‌اند كه ذكر چنين جمله اى لازم باشد اين به خاطر آن است كه مشركان ياران فقير پيامبر ص را به واسطه نداشتن مال و ثروت متهم به دورى از خدا مىكردند كه اگر اعمال آنها در پيشگاه خدا مورد قبول بود ، چرا آنها را از نظر زندگى مرفه قرار نداده است ؟ به علاوه آنها را متهم مىكردند كه ايمانشان شايد بخاطر تامين زندگى و رسيدن به آب و نان بوده است . قرآن پاسخ مىدهد به فرض اينكه آنها چنين بوده باشند ، ولى حسابشان با خدا است ، همين اندازه كه ايمان آورده‌اند و در صف مسلمين قرار گرفته‌اند ، به هيچ قيمتى نبايد رانده شوند ، و به اين ترتيب جلو بهانه جوئيهاى اشراف قريش را مىگيرد .