كه هر عاقلى به هنگام قرار گرفتن در برابر دعوت انبياء و رهبران الهى در فكرش پيدا مىشود كه شايد گفتار آنها حق باشد ، و مخالفت با آن موجب زيان و خسران گردد ، پس چه بهتر كه در دعوت آنها مطالعه كنم و دلائل آنها را ببينم .
اين يكى از نخستين شرطهاى هدايت است و همان است كه علماى عقائد آن را به عنوان لزوم « دفع ضرر محتمل » دليل وجوب مطالعه در دعوت مدعى نبوت و لزوم مطالعه درباره شناسايى خدا قرار دادهاند .
سپس مىگويد اين گونه افراد بيدار دل از آن روز مىترسند كه جز خدا پناهگاه و شفاعت كننده اى وجود ندارد ( * ( لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِه وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ ) * ) .
آرى اين گونه افراد را انذار كن و دعوت به سوى حق بنما ، زيرا اميد تقوا و پرهيزگارى درباره آنها هست ( * ( لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ) * ) .
البته نفى « شفاعت » و « ولايت » غير خدا در اين آيه هيچگونه منافاتى با شفاعت و ولايت مردان خدا ندارد ، زيرا همانطور كه قبلا اشاره كرديم منظور نفى شفاعت و ولايت بالذات است ، يعنى اين دو مقام ذاتا مخصوص خدا است ، و اگر غير او مقام ولايت و شفاعتى دارد به اذن و اجازه و فرمان او است همانطور كه قرآن صريحا مىگويد : « مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَه إِلَّا بِإِذْنِه » « كيست كه در پيشگاه او جز به فرمان او شفاعت كند » ؟ ( بقره : 255 › .
براى توضيح بيشتر در اين زمينه و در زمينه بحث شفاعت به طور كلى ، به جلد اول تفسير نمونه صفحه 160 و جلد دوم صفحه 189 و 196 مراجعه فرمائيد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٥٠