قرآن در اينجا اشاره به تقاضاى جمعى از بت پرستان ( كه مىگويند اين اشخاص نضر بن حارث و عبد اللَّه بن ابى اميه و نوفل بن خويلد بودند كه به پيامبر ص گفتند ما تنها در صورتى ايمان مىآوريم كه نامه اى از طرف خداوند با چهار فرشته بر ما نازل كنى ! ! ) كرده و مىگويد : « اگر همانطور كه آنها تقاضا كردند ، نوشته اى بر صفحه اى از كاغذ و مانند آن بر تو نازل كنيم ، و علاوه بر مشاهده كردن ، با دست خود نيز آن را لمس كنند باز مىگويند : اين يك سحر آشكار است ! » ( * ( وَلَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ فَلَمَسُوه بِأَيْدِيهِمْ لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ ) * ) .
يعنى دائره لجاجت آنها تا حدى توسعه يافته كه روشنترين محسوسات را يعنى آنچه با « مشاهده » و « لمس » درك مىشود ، انكار مىكنند و به بهانه سحر از تسليم شدن در برابر آن سر باز مىزنند ، در حالى كه در زندگى روزانه خود براى اثبات واقعيتها به يك دهم از اين نشانهها نيز قناعت مىكنند و آن را قطعى و مسلم مىدانند ! و اين نيست مگر به خاطر خود خواهى و تكبر و لجاجت سختى كه بر روح آنها سايه افكنده .
ضمنا بايد توجه داشت كه « قرطاس » به معنى هر چيزى است كه روى آن مىنويسند اعم از كاغذ و پوست و الواح ، و اگر امروز قرطاس را فقط به كاغذ مىگويند براى اين است كه كاغذ متداولترين چيزى است كه روى آن نوشته مىشود .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٥٨