كه از همه آگاهتر و از همگان بىنياز است ، از هر كس راستگوتر است و اصولا دروغ براى او مفهومى ندارد .
[ سوره النساء ‹ 4 › : آيه 88 ]
فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللَّه أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّه وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّه فَلَنْ تَجِدَ لَه سَبِيلًا ‹ 88 ›
ترجمه :
88 - چرا در باره منافقين دو دسته شدهايد ؟ ( بعضى جنگ با آنها را ممنوع و بعضى مجاز مىدانيد ) در حالى كه خداوند به خاطر اعمالشان ( افكار ) آنها را به كلى وارونه كرده است ، آيا شما مىخواهيد كسانى را كه خداوند ( بر اثر اعمال زشتشان ) گمراه كرده هدايت كنيد ؟ ! در حالى كه هر كس را خداوند گمراه كند راهى براى او نخواهى يافت .
شان نزول :
مطابق نقل جمعى از مفسران از ابن عباس ، عده اى از مردم مكه ظاهرا مسلمان شده بودند ، ولى در واقع در صف منافقان قرار داشتند ، به همين دليل حاضر به مهاجرت به مدينه نشدند ، و عملا هوادار و پشتيبان بت پرستان بودند ، اما سرانجام مجبور شدند از مكه خارج شوند ( و تا نزديكى مدينه بيايند و شايد هم به خاطر موقعيت ويژه اى كه داشتند براى هدف جاسوسى اين عمل را انجام دادند ) و خوشحال بودند كه مسلمانان آنها را از خود مىدانند و ورود به مدينه طبعا براى آنها مشكلى ايجاد نخواهد كرد .
مسلمانان از جريان آگاه شدند ، ولى به زودى درباره چگونگى برخورد با اين جمع در ميان مسلمين اختلاف افتاد ، عده اى معتقد بودند كه بايد اين عده را طرد كرد ، زيرا در واقع پشتيبان دشمنان اسلامند ، ولى بعضى از افراد