است كه معمولا از آنها به عنوان « اسرائيليات » نام مىبرند ، شاهد اين سخن اين است كه در متن تورات فعلى نيز نمونه اى از اين افسانهها به چشم مىخورد ، در سفر اعداد اواخر فصل سيزدهم چنين ميخوانيم : در باره زمينى كه ( جاسوسان بنى اسرائيلى ) تجسس نموده بودند خبر بد از آن بنى اسرائيل رسانيده گفتند :
زمينى كه از آن ، جهت تجسس نمودنش ، گذر كرديم زمينى است كه ساكنانش را تلف مينمايد و تمامى قومى كه در آن ديديم مردمان بلندقدند و هم در آنجا بلندقدان يعنى اولاد « عناق » كه بلندقدانند ديديم ، و مادر نظر خود مثل ملخ نمودار بوديم و همچنين در نظر ايشان نيز مينموديم « ! سپس قرآن ميگويد در اين هنگام دو نفر از مردان با ايمان كه ترس از خدا در دل آنها جاى داشت و به همين دليل مشمول نعمتهاى بزرگ او شده بودند و روح استقامت و شهامت را با دورانديشى و آگاهى اجتماعى و نظامى آميخته بودند براى دفاع از پيشنهاد موسى ع بپاخاستند و به بنى اسرائيل گفتند :
« شما از دروازه شهر وارد بشويد هنگامى كه وارد شديد ( و آنها را در برابر عمل انجام شده قرار داديد ) پيروز خواهيد شد » .
( * ( قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّه عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوه فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ ) * ) « ولى بايد در هر صورت از روح ايمان استمداد كنيد و بر خدا تكيه نمائيد تا به اين هدف برسيد » .
( * ( وَعَلَى اللَّه فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ) * ) .
در باره اينكه اين دو نفر چه كسانى بودهاند غالب مفسران نوشتهاند كه آنها « يوشع بن نون » و « كالب بن يوفنا » ( يفنه ) بودهاند كه از نقباى دوازده گانه بنى اسرائيل محسوب ميشدند كه سابقا به آنها اشاره كرديم ( 1 ) .
هامش
( 1 ) از باب اول سفر تثنيه تورات كنونى نيز استفاده مىشود كه نام اين دو نفر « يوشع » و « كاليب » بوده است .