حد كفر بود و اگر مىبينيم قرآن لقب « فاسق » به آنها داده است بخاطر آن است كه فاسق معنى وسيعى دارد و هر نوع خروج از رسم عبوديت و بندگى خدا را شامل مىشود و لذا در باره شيطان نيز ميخوانيم : فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّه : « در برابر فرمان خدا فاسق گرديد و مخالفت كرد » ( 1 ) .
ذكر اين نكته نيز لازم است كه از جمله * ( مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ ) * در آيات گذشته چنين استفاده مىشود كه اقليتى در ميان بنى اسرائيل بودند كه از خدا ميترسيدند و يوشع و كاليب جزء آنها محسوب مىشدند ، ولى در اينجا مىبينيم موسى تنها از خودش و برادرش هارون اسم مىبرد و اشاره اى به آنها نميكند شايد اين موضوع بخاطر آن باشد كه هارون هم جانشين موسى بود و هم شاخص ترين فرد بنى اسرائيل بعد از موسى ، و لذا نام او را بخصوص برد .
سرانجام دعاى موسى ع به اجابت رسيد و بنى اسرائيل نتيجه شوم اعمال خود را گرفتند ، زيرا از طرف خداوند بموسى چنين وحى فرستاده شد كه : « اين جمعيت از ورود در اين سرزمين مقدس كه مملو از انواع مواهب مادى و معنوى بود تا چهل سال محروم خواهند ماند » .
( * ( قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً ) * ) .
به علاوه در اين چهل سال بايد در بيابانها سرگردان باشند ( * ( يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ ) * ) ( 2 ) .
سپس بموسى ميگويد : « هر چه بر سر اين جمعيت در اين مدت بيايد بجا است هيچگاه در باره آنها از اين سرنوشت غمگين مباش » .
هامش
( 1 ) سوره كهف آيه 50 .
( 2 ) يتيهون از ماده « تيه » بمعنى سرگردانى است ولى بعدا اين نام ( نام تيه ) به بيابانى گذارده شد كه بنى اسرائيل در آن سرگردان بودند و اين بيابان همانطور كه در جلد اول اين تفسير صفحه 177 آورديم بخشى از بيابان سينا بوده است .