هيچگونه ارتباطى با وحدت وجود نمىتواند داشته باشد اگر چه در جاى خود وحدت وجود صوفيه نيز ابطال شده است .
6 - گاهى بعضى از مسيحيان مىگويند اگر ما مسيح ع را ابن اللَّه مىگوييم درست مانند آن است كه شما به امام حسين ع ثار اللَّه و ابن ثاره ( خون خدا و فرزند خون خدا ) مىگوييد و يا در پاره اى از روايات به على ع يد اللَّه اطلاق شده است .
ولى بايد گفت : اولا اين اشتباه بزرگى است كه بعضى « ثار » را معنى به « خون » كردهاند ، زيرا ثار هيچگاه در لغت عرب بمعنى خون نيامده است بلكه بمعنى « خونبها » است ، ( در لغت عرب به خون ، « دم » اطلاق مىشود ) بنا بر اين « ثار اللَّه » يعنى اى كسى كه خونبهاى تو متعلق به خدا است و او خونبهاى تو را ميگيرد ، يعنى تو متعلق به يك خانواده نيستى كه خونبهاى تو را رئيس خانواده بگيرد ، و نيز متعلق به يك قبيله نيستى كه خونبهاى ترا رئيس قبيله بگيرد تو متعلق به جهان انسانيت و بشريت ميباشى ، تو متعلق به عالم هستى و ذات پاك خدايى ، بنا بر اين خونبهاى تو را او بايد بگيرد ، و همچنين تو فرزند على بن ابى طالب هستى كه شهيد راه خدا بود و خونبهاى او را نيز خدا بايد بگيرد .
ثانيا اگر در عبارتى در مورد مردان خدا تعبير مثلا به يد اللَّه شود قطعا يك نوع تشبيه و كنايه و مجاز است ، ولى آيا هيچ مسيحى واقعى حاضر است ابن اللَّه بودن مسيح را يك نوع مجاز و كنايه بداند مسلما چنين نيست زيرا منابع اصيل مسيحيت ابن را بعنوان « فرزند حقيقى » مىشمرند و ميگويند : اين صفت مخصوص مسيح ع است نه غير او ، و اينكه در بعضى از نوشتههاى سطحى تبليغاتى مسيحى ديده مىشود كه ابن اللَّه را به صورت كنايه و تشبيه گرفتهاند بيشتر جنبه عوام فريبى دارد ، براى روشن شدن اين مطلب عبارت زير را كه نويسنده كتاب قاموس مقدس در واژه خدا آورده با دقت توجه كنيد : « و لفظ پسر خدا يكى از القاب منجى و فادى ما است كه بر شخص ديگر اطلاق نمىشود
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٩