2 - تثليث مخصوصا به صورت تثليث در وحدت ( سه گانگى در عين يگانگى ) مطلبى است كاملا نامعقول و بر خلاف بداهت عقل ، و مىدانيم كه مذهب هرگز نميتواند از عقل و علم جدا شود ، علم حقيقى با مذهب واقعى ، هميشه هماهنگ است و دوش بدوش يكديگر سير ميكنند ، اين سخن كه مذهب را بايد تعبدا پذيرفت ، سخن بسيار نادرستى است ، زيرا اگر در قبول اصول يك مذهب ، عقل كنار برود و مساله « تعبد كور و كر » پيش بيايد ، هيچ تفاوتى ميان مذاهب باقى نخواهد ماند ، در اين موقع چه دليلى دارد كه انسان خدا پرست باشد نه بتپرست ! و چه دليلى دارد كه مسيحيان روى مذهب خود تبليغ كنند نه مذاهب ديگر ؟ ! ، بنا بر اين امتيازاتى كه آنها براى مسيحيت فكر ميكنند و اصرار دارند مردم را به سوى آن بكشانند خود دليلى است بر اينكه مذهب را بايد با منطق عقل شناخت ، و اين درست بر خلاف ادعايى است كه آنها در مساله تثليث دارند يعنى « مذهب » را از « عقل » جدا ميكنند .
به هر حال هيچ سخنى براى درهم كوبيدن بنيان مذهب بدتر از اين سخن نيست كه بگوئيم مذهب جنبه عقلانى و منطقى ندارد بلكه جنبه تعبدى دارد ! 3 - دلائل متعددى كه در بحث توحيد براى يگانگى ذات خدا آورده شده است هر گونه دوگانگى و سه گانگى و تعدد را از او نفى مىكند ، خداوند يك وجود بىنهايت از تمام جهات است ، ازلى ، ابدى و نامحدود از نظر علم و قدرت و توانايى است و ميدانيم كه در بىنهايت ، تعدد و دوگانگى تصور نمىشود ، زيرا اگر دو بىنهايت فرض كنيم هر دو متناهى و محدود مىشوند چون وجود اول فاقد قدرت و توانايى و هستى وجود دوم است ، و همچنين وجود دوم فاقد وجود اول و امتيازات او است ، بنا بر اين هم وجود اول محدود است و هم وجود دوم ، به عبارت روشنتر اگر دو « بىنهايت » از تمام جهات فرض كنيم ، حتما « بىنهايت اول » بمرز « بىنهايت دوم » كه ميرسد تمام ميگردد ، و بىنهايت دوم كه بمرز بينهايت اول مىرسد ، آن هم تمام ميگردد ، بنا بر اين
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 226
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٦