تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
تو در متن اين آيات ثبت است و نيازى به دليل ديگر نيست ، چگونه ممكن است يك فرد درس نخوانده بدون اتكا به علم الهى كتابى بياورد كه مشتمل بر عاليترين تعليمها و فلسفه‌ها و قانونها و دستورهاى اخلاقى و برنامه‌هاى اجتماعى باشد ؟ ! و در پايان اضافه مىكند كه نه تنها خداوند گواهى بر حقانيت تو ميدهد بلكه « فرشتگان پروردگار نيز گواهى ميدهند اگر چه گواهى خدا كافى است » . ( * ( وَالْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفى بِاللَّه شَهِيداً ) * ) . در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد : 1 - بعضى از مفسران از جمله * ( إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا ) * . . . چنين استفاده كرده‌اند كه قرآن ميخواهد اين نكته را به پيامبر ص اعلام كند كه در آئين تو تمام امتيازاتى كه در آئينهاى گذشته بوده جمع است ، و آنچه « خوبان همه دارند تو تنها دارى » در بعضى از روايات اهل بيت ع نيز اشاره به اين معنى شده است و الهام مفسران در اين قسمت در حقيقت به كمك اين گونه روايات بوده ( 1 ) . 2 - در آيات فوق ميخوانيم كه زبور از كتب آسمانى است كه خداوند به داود داده است اين سخن با آنچه معروف و مسلم است كه پيامبران « اولوا العزم » كه داراى كتاب آسمانى و آئين جديد بوده‌اند پنج نفر بيشتر نيستند منافات ندارد ، زيرا همانطور كه از آيات قرآن و روايات اسلامى استفاده مىشود كتب آسمانى كه بر پيامبران نازل گرديد دو گونه بود : نخست كتابهايى كه احكام تشريعى در آن بود و اعلام آئين جديد ميكرد اينها پنج كتاب بيشتر نبود كه بر پنج پيامبر اولوا العزم نازل گرديد و ديگر كتابهايى بود كه احكام تازه در بر نداشت بلكه مشتمل بر نصايح و اندرزها و راهنماييها و توصيه و دعاها
هامش
( 1 ) به تفسير صافى صفحه 139 و تفسير برهان جلد اول صفحه 427 و تفسير نور الثقلين جلد اول صفحه 573 مراجعه فرمائيد .