برابر سخنان آنها سخن گفت ، و از خود دفاع كرد ، بسيار بعيد به نظر مىرسد كه عيسى ع خود را در خطر ببيند و با آن بيان رسا و گوياى خود و با شجاعت و شهامت خاصى كه داشت از خود دفاع نكرده باشد آيا جاى اين احتمال نيست كه ديگرى ( به احتمال قوى يهوداى اسخريوطى كه به مسيح ع خيانت كرد و نقش جاسوس را ايفا نمود و مىگويند شباهت كاملى به مسيح ع داشت ) بجاى او دستگير شده و چنان در وحشت و اضطراب فرو رفته كه حتى نتوانسته است از خود دفاع كند و سخنى بگويد - بخصوص اينكه در اناجيل مىخوانيم « يهوداى اسخريوطى » بعد از اين واقعه ديگر ديده نشد و طبق گفته اناجيل انتحار كرد ! ( 1 ) 5 - همانطور كه گفتيم : شاگردان مسيح ع بهنگام احساس خطر ، طبق شهادت اناجيل ، فرار كردند ، و طبعا دوستان ديگر هم در آن روز مخفى شدند و از دور بر اوضاع نظر داشتند ، بنا بر اين شخص دستگير شده در حلقه محاصره نظاميان رومى بوده و هيچيك از دوستان او اطراف او نبودند ، به اين ترتيب چه جاى تعجب كه اشتباهى واقع شده باشد .
6 - در اناجيل مىخوانيم كه شخص محكوم بر چوبه دار از خدا شكايت كرد كه چرا او را تنها گذارده و به دست دشمن براى قتل سپرده است ! « اگر مسيح ع براى اين به دنيا آمده كه بدار آويخته شود و قربانى گناهان بشر گردد چنين سخن ناروايى از او به هيچوجه درست نبوده است ، اين جمله به خوبى نشان مىدهد كه شخص مصلوب آدم ضعيف و ترسو و ناتوانى بوده است كه صدور چنين سخنى از او امكانپذير بوده است ، و او نمىتواند مسيح باشد ( 3 ) .
هامش
( 1 ) انجيل متى باب 27 شماره 6 .
( 2 ) . . . عيسى به آواز بلند صدا زده گفت : ايلى ايلى لما سبقتنى يعنى الهى الهى مرا چرا ترك كردى ( انجيل متى باب 27 جمله 46 - 47 ) .
( 3 ) در چند قسمت از قرائن فوق از كتاب « قهرمان صليب » استفاده شده است .