تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
اينكه احكامى مانند تقسيم ايام هفته در ميان دو همسر ، جنبه حق دارد نه حكم ، و لذا زن ميتواند با اختيار خود از اين حق به طور كلى يا به طور جزئى صرفنظر كند ، ديگر اينكه عوض صلح ، لازم نيست مال بوده باشد ، بلكه ميتواند « اسقاط حقى » عوض صلح واقع شود . سپس براى تاكيد موضوع ميفرمايد : « به هر حال صلح كردن بهتر است » ( * ( وَالصُّلْحُ خَيْرٌ ) * ) . اين جمله كوتاه و پر معنى گرچه در مورد اختلافات خانوادگى در آيه فوق ذكر شده ولى بديهى است يك قانون كلى و عمومى و همگانى را بيان مىكند كه در همه جا اصل نخستين ، صلح و صفا و دوستى و سازش است ، و نزاع و كشمكش و جدايى بر خلاف طبع سليم انسان و زندگى آرام بخش او است ، و لذا جز در موارد ضرورت و استثنايى نبايد به آن متوسل شد ، بر خلاف آنچه بعضى از ماديها ميپندارند كه اصل نخستين در زندگى بشر همانند ساير جانداران ، تنازع بقاء و كشمكش است و تكامل از اين راه صورت ميگيرد ، و همين طرز تفكر شايد سرچشمه بسيارى از جنگها و خونريزيهاى قرون اخير شده است ، در حالى كه انسان بخاطر داشتن عقل و هوش ، حسابش از حيوانات درنده جدا است ، و تكامل او در سايه تعاون صورت ميگيرد نه تنازع ، ( 1 ) و اصولا تنازع بقاء حتى در ميان حيوانات ، يك اصل قابل قبول براى تكامل نيست . و بدنبال آن اشاره به سرچشمه بسيارى از نزاعها و عدم گذشتها كرده و ميفرمايد : « مردم ذاتا و طبق غريزه حب ذات ، در امواج بخل قرار دارند ، و هر كسى سعى مىكند تمام حقوق خود را بىكم و كاست دريافت دارد ، و همين سرچشمه نزاعها و كشمكشها است » .
هامش
( 1 ) توضيح بيشتر در باره اين موضوع در جلد دوم تفسير نمونه صفحه 180 تحت عنوان تنازع بقاء گذشت .