* ( فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ ) * ولى « اين ازدواج بايد به اجازه مالك ، صورت گيرد » و بدون اجازه او باطل است و تعبير از مالك به اهل اشاره به اين است كه نبايد آنها با كنيزان خود همچون يك متاع رفتار كنند بلكه بايد همچون سرپرست يك خانواده نسبت به - فرزندان و اهل خود ، رفتارى كاملا انسانى داشته باشند .
* ( وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ) * از اين جمله استفاده مىشود كه بايد مهر متناسب و شايسته اى براى آنها قرار داد ، و آن را به خود آنان داد ، يعنى « مالك مهر » خود كنيزان خواهند بود ، اگر چه جمعى از مفسران معتقدند كه آيه محذوفى دارد و در اصل « آتوا مالكهن اجورهن » : « مهر آنها را به مالكان آنها بپردازيد » بوده است ، ولى اين تفسير با ظاهر آيه موافق نيست اگر چه بعضى از روايات آن را تاييد مىكند . ضمنا از ظاهر آيه استفاده مىشود كه بردگان نيز مىتوانند مالك اموالى گردند كه از طرق مشروع به آن دست يافتهاند .
و از تعبير « بالمعروف » ( بطور شايسته ) بر مىآيد كه نبايد در تعيين مهر آنها ، ظلم و ستمى بر آنان شود بلكه حق واقعى آنها طبق معمول بايد ادا گردد .
* ( مُحْصَناتٍ غَيْرَ مُسافِحاتٍ وَلا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ ) * يكى ديگر از شرائط اين ازدواج آن است كه كنيزانى انتخاب شوند كه مرتكب عمل منافى عفت ، نگردند خواه به صورت آشكار بوده باشد ( غير مسافحات ) و يا به صورت انتخاب دوست پنهانى ( و لا متخذات اخدان ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) - « اخدان » جمع « خدن » در اصل به معنى دوست و رفيق است ، اما معمولا به - افرادى گفته مىشود كه با جنس مخالف خود ، ارتباط نامشروع و پنهانى برقرار مىسازند و نيز بايد توجه داشت كه « خدن » هم بر « مرد » و هم بر « زن » در قرآن مجيد اطلاق شده است .