تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
باشد كه اينهمه با يكديگر تناقض دارند . از آنچه گفتيم روشن مىشود اينكه نويسنده تفسير « المنار » مىگويد : « ما سابقا در جلد سوم و چهارم مجله المنار ، تصريح كرده بوديم كه عمر از متعه نهى كرد ولى بعدا به اخبارى دست يافتيم كه نشان مىدهد در زمان پيامبر ص نسخ شده نه در زمان عمر ، و لذا گفته سابق خود را اصلاح كرده و از آن استغفار مىكنيم » ( 1 ) سخنى تعصبآميز است ، زيرا در برابر روايات ضد و نقيضى كه نسخ حكم را در زمان پيامبر ص اعلام مىكند رواياتى داريم كه صراحت در ادامه آن تا زمان عمر دارد ، بنا بر اين نه جاى عذر خواهى است ، و نه استغفار ، و شواهدى كه در بالا ذكر كرديم نشان مىدهد كه گفتار اول او مقرون به حقيقت بوده است نه گفتار دوم ! و ناگفته پيدا است نه « عمر » و نه هيچ شخص ديگر و حتى ائمه اهل بيت ع كه جانشينان اصلى پيامبرند نمىتوانند احكامى را كه در عصر پيامبر ص بوده نسخ كنند و اصولا نسخ بعد از رحلت پيامبر ص و بسته شدن باب وحى مفهوم ندارد ، و اينكه بعضى كلام « عمر » را حمل بر اجتهاد كرده‌اند جاى تعجب است زيرا « اجتهاد » در برابر « نص » ممكن نيست . و عجيبتر اينكه جمعى از فقهاى اهل تسنن آيات مربوط به احكام ازدواج ( مانند آيه 6 سوره مؤمنون ) را ناسخ آيه فوق كه در باره متعه است دانسته‌اند ، گويا تصور كرده‌اند ازدواج موقت اصلا ازدواج نيست ، در حالى كه بطور مسلم يكى از اقسام ازدواج است .

ازدواج موقت يك ضرورت اجتماعى

اين يك قانون كلى و عمومى است كه اگر به غرائز طبيعى انسان به صورت صحيحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها متوجه طرق انحرافى خواهد شد ، زيرا
هامش
( 1 ) - تفسير المنار جلد پنجم صفحه 16 .