شان نزول :
براى اين آيه شان نزول خاصى نقل شده و آن اينكه قبل از اسلام معمول بود كه بسيارى از مردم حجاز ، دختران يتيم را به عنوان تكفل و سرپرستى به خانه خود ميبردند ، و بعد با آنها ازدواج كرده و اموال آنها را هم تملك ميكردند ، و چون همه كار دست آنها بود حتى مهريه آنها را كمتر از معمول قرار ميدادند ، و هنگامى كه كمترين ناراحتى از آنها پيدا ميكردند به آسانى آنها را رها ميساختند و در حقيقت حاضر نبودند حتى به شكل يك همسر معمولى با آنها رفتار نمايند .
در اين هنگام آيه فوق نازل شد و به سرپرستان ايتام دستور داد در صورتى با دختران يتيم ازدواج كنند كه عدالت را به طور كامل در باره آنها رعايت نمايند و در غير اين صورت از آنها چشمپوشى كرده و همسران خود را از زنان ديگر انتخاب نمايند .
[ تفسير ]
* ( وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ) * . . .
به دنبال دستورى كه در آيه سابق براى حفظ اموال يتيمان داده شد در اين آيه اشاره به يكى ديگر از حقوق آنها مىشود و آن اينكه : « اگر مىترسيد به - هنگام ازدواج با دختران يتيم رعايت حق و عدالت را در باره حقوق زوجيت و اموال آنان ننمائيد از ازدواج با آنها چشم بپوشيد و به سراغ زنان ديگر برويد » .
با توجه به آنچه گفته شد تفسير آيه كاملا روشن است و پاسخ اين سؤال كه چرا آغاز آيه در باره يتيمان و پايان آن در باره ازدواج است و اين دو ظاهرا با هم سازگار نيست روشن ميگردد ، زيرا صدر و ذيل آيه هر دو در باره ازدواج است منتها در آغاز آيه مىگويد : اگر نمىتوانيد ازدواج با يتيمان را با اصول عدالت بياميزيد چه بهتر كه از آن صرف نظر كنيد سپس به سراغ زنان غير يتيم برويد .