و هنگامى كه با دشمنان روبرو مىشوند ، مردم جهان ، نميتوانند ميزان ثواب آنها را درك كنند .
و هنگامى كه گام به ميدان براى نبرد بگذارند و نيزهها و تيرها رد و بدل شود ، و جنگ تن بتن شروع گردد ، فرشتگان با پر و بال خود اطراف آنها را ميگيرند و از خدا تقاضا ميكنند كه در ميدان ، ثابت قدم باشند ، در اين هنگام منادى صدا مىزند
الجنة تحت ظلال السيوف
: بهشت در سايه شمشيرها است ، در اين هنگام ضربات دشمن بر پيكر شهيد ، ساده تر و گواراتر از نوشيدن آب خنك در روز گرم تابستان است .
و هنگامى كه شهيد از مركب فرو مىغلطد ، هنوز به زمين نرسيده ، حوريان بهشتى به استقبال او مىشتابند و نعمتهاى بزرگ معنوى و مادى كه خدا براى او فراهم ساخته است ، براى او شرح ميدهند .
و هنگامى كه شهيد به روى زمين قرار ميگيرد ، زمين ميگويد : آفرين بر روح پاكيزه اى كه از بدن پاكيزه پرواز مىكند ، بشارت باد بر تو ،
ان لك ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر
: نعمتهايى در انتظار تو است كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر قلب هيچ انسانى خطور نكرده است و خداوند مىفرمايد : من سرپرست بازماندگان اويم ، هر كس آنها را خشنود كند مرا خشنود كرده است و هر كس آنها را بخشم آورد مرا بخشم آورده است . . . ( 1 )
هامش
( 1 ) - آنچه در بالا ذكر شد خلاصه روايتى است كه مفسر بزرگ اسلام مرحوم طبرسى در مجمع البيان ذيل آيه فوق نقل كرده است .