پاره اى از موارد ، سودمند نباشد زيرا از نظر كلى كه بررسى كنيم منافع آن رويهمرفته بمراتب بيش از زيانهاى آن است و اثرى كه در آن براى پرورش فرد و اجتماع و بالا بردن شخصيت آنها وجود دارد از همه اينها بالاتر است .
اكنون ببينيم پيامبر ص در چه موضوعاتى با مردم مشورت مىكرد .
گرچه كلمه « الامر » در « * ( شاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ ) * » مفهوم وسيعى دارد و همه كارها را شامل مىشود ولى مسلم است كه پيامبر ص هرگز در احكام الهى با مردم مشورت نمىكرد بلكه در آنها صرفا تابع وحى بود .
بنا بر اين مورد مشورت ، تنها طرز اجراى دستورات و نحوه پياده كردن احكام الهى بود و بعبارت ديگر پيامبر ص در قانونگذارى ، هيچوقت مشورت نمىكرد و تنها در طرز اجراى قانون نظر مسلمانان را مىخواست و لذا گاهى كه پيامبر ص پيشنهادى را طرح مىكرد مسلمانان نخست سؤال مىكردند كه آيا اين يك حكم الهى است ؟ و يك قانون است كه قابل اظهار نظر نباشد و يا مربوط به چگونگى تطبيق قوانين مىباشد اگر از قبيل دوم بود اظهار نظر مىكردند و اگر از قبيل اول بود تسليم مىشدند .
چنان كه در جنگ بدر لشكر اسلام طبق فرمان پيغمبر ص مىخواستند در نقطه اى اردو بزنند يكى از ياران بنام « حباب بن منذر » عرض كرد اى رسول خدا ص اين محلى را كه براى لشگرگاه انتخاب كردهايد طبق فرمان خدا است كه تغيير آن جايز نباشد و يا صلاحديد خود شما مىباشد .
پيامبر ص فرمود : فرمان خاصى در آن نيست ، عرض كرد : اينجا به اين دليل و آن دليل جاى مناسبى براى اردوگاه نيست دستور دهيد لشكر از اين محل حركت كند و در نزديكى آب براى خود محلى انتخاب نمايد پيغمبر اكرم ص نظر او را پسنديد و مطابق رأى او عمل كرد ( 1 ) .
هامش
( 1 ) - تفسير المنار ج 4 ص 200 .