كشمكشها و تصادمها است ، و اگر نيروى معنوى ايمان ، آدمى را كنترل نكند ، صلح غير ممكن است .
بلكه مىتوان گفت از دعوت عمومى اين آيه ، كه همه مؤمنان را بدون استثناء از هر زبان و نژاد و منطقه جغرافيايى و قشر اجتماعى ، به صلح و صفا دعوت مىكند ، استفاده مىشود كه در پرتو ايمان به خدا ، تشكيل حكومت واحد جهانى كه صلح در سايه آن همه جا آشكار گردد امكانپذير است .
اصولا در مقابل عوامل پراكندگى ( زبان و نژاد و . . . ) يك حلقه محكم اتصال در ميان قلوب بشر لازم است ، و اين حلقه اتصال تنها ايمان به خداست كه ما فوق اين اختلافات است .
ايمان به خدا ، و تسليم در برابر فرمان او ، نقطه وحدت جامعه انسانيت ، و رمز ارتباط اقوام و ملتها است ، و نمونه جالبى از آن را در مراسم حج مىتوان مشاهده كرد كه چگونه انسانهايى با رنگهاى مختلف ، از نژادهاى متفاوت و داراى زبان و قوميت و منطقه جغرافيايى ناهماهنگ ، همگى برادروار در كنار هم قرار گرفته و در آن مراسم بزرگ روحانى شركت دارند ، و در نهايت صلح و صفا به هم مىنگرند ، و اگر آن را با نظامى كه بر كشورهاى فاقد ايمان به خدا حاكم است كه چگونه ناامنى از نظر جان و مال و عرض و ناموس ، حاكم مىباشد ، مقايسه كنيم ، تفاوت ميان جوامع با ايمان و بى ايمان از نظر سلم و صلح و سلام و آرامش ، روشن مىشود .
اين احتمال نيز در تفسير آيه داده شده است كه بعضى از اهل كتاب ( يهود و نصارى ) هنگامى كه وارد اسلام مىشدند ، نسبت به بعضى از عقايد يا برنامههاى پيشين خود وفادار بودند و لذا به آنها دستور داده شد كه با تمام وجود وارد اسلام
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 82
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٨٢