مدينه بفرستد تا از پيغمبر ص سؤال كنند آيا براى او راه بازگشتى وجود دارد يا نه ؟
آيات فوق نازل شد و قبولى توبه او را با شرايط خاصى اعلام داشت ، « حارث بن سويد » خدمت پيامبر ص رسيد و مجددا اسلام آورد و تا آخرين نفس به اسلام وفادار ماند ( ولى يازده نفر ديگر از پيروان او كه از اسلام برگشته بودند به حال خود باقى ماندند ) ( 1 ) .
در تفسير الدر المنثور و بعضى تفاسير ديگر شان نزولهاى ديگرى براى آيات فوق نقل شده كه تفاوتهاى زيادى با آنچه نقل كرديم ندارد .
تفسير : كيفر ارتداد
در آيات گذشته سخن از آيين اسلام بود كه تنها آيين مقبول الهى است در اين آيات سخن از كسانى است كه اسلام را پذيرفته و سپس از آن برگشتهاند كه در اصطلاح « مرتد » ناميده مىشوند .
مىفرمايد : « چگونه خداوند جمعيتى را هدايت مىكند كه بعد از ايمان و گواهى به حقانيت رسول ، و آمدن نشانههاى روشن براى آنها كافر شدند و خدا جمعيت ستمكاران را هدايت نمىكند » ؟ ( * ( كَيْفَ يَهْدِي اللَّه قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَاللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ) * ) .
چرا خداوند آنها را هدايت نمىكند ؟ دليل آن روشن است آنها پيامبر را با نشانههاى روشن شناختهاند و به رسالت او گواهى دادهاند بنا بر اين در بازگشت و عدول از اسلام در واقع ظالم و ستمگرند و كسى كه آگاهانه ظلم و ستم مىكند لايق هدايت الهى نيست او زمينههاى هدايت را در وجود خود از ميان برده است .
منظور از « بينات » در آيه فوق ، قرآن مجيد و ساير معجزات پيامبر اسلام است
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، جلد 1 - 2 صفحه 471 .