تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
پدران خود در جاهليت داشتند نعم الهى را ياد كنند بلكه بيشتر و برتر ( 1 ) . همين معنى يا شبيه آن را ساير مفسران از ابن عباس يا غير او نقل كرده‌اند كه اهل جاهليت بعد از حج مجالسى تشكيل مىدادند براى تفاخر به پدران و شرح امتيازات آنها و يا در بازارهايى همچون بازار عكاظ ، ذى المجاز ، مجنه كه تنها جاى داد و ستد نبود بلكه مركز ذكر افتخارات ( موهوم ) نياكان بود جمع مىشدند و به اين كار مىپرداختند ( 2 ) .

تفسير : حج رمز وحدت مسلمين جهان است

اين آيات هم چنان ادامه بحثهاى مربوط به حج است گر چه اعراب جاهليت مراسم حج را با واسطه‌هاى متعددى از ابراهيم خليل گرفته بودند ولى آن چنان با خرافات آميخته شده بود كه اين عبادت بزرگ و انسانساز را كه نقطه عطفى در زندگى زوار خانه خدا و موجب تولد ثانوى آنها است از صورت اصلى و فلسفه‌هاى تربيتى خارج و مسخ كرده بود و مبدل به وسيله اى براى تفرقه و نفاق ساخته بود . در نخستين آيه قرآن مىفرمايد : « هنگامى كه مناسك ( حج ) خود را انجام داديد ذكر خدا گوئيد همانگونه كه پدران و نياكانتان را ياد مىكرديد بلكه از آن بيشتر » ( * ( فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّه كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً ) * ) . عظمت و بزرگى در پرتو ارتباط با خدا است نه مباهات به ارتباط موهوم به نياكان منظور از اين تعبير اين نيست كه هم نياكان را ذكر كنيد و هم خدا را بلكه اشاره اى است به اين واقعيت كه اگر آنها به خاطر پاره اى از مواهب لايق يادآورى هستند پس چرا به سراغ خدا نمىرويد كه تمام عالم هستى و تمام نعمتهاى جهان از ناحيه اوست منبع جميع كمالات و صاحب صفات جلال و جمال و ولى نعمت
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، جلد 1 صفحه 297 . ( 2 ) روح المعانى ، جلد 2 صفحه 89 و قرطبى ، جلد 2 صفحه 803 و تفسير كبير ، جلد 5 صفحه 183 و فى ظلال القرآن ، جلد 1 صفحه 289 و برهان ، جلد 1 صفحه 203 .