حال توانست خود را از گناه حفظ كند و به هيچ وجه آلوده نشود ، به طور كلى قانون ازدواج ، يك قانون فطرى است و در هيچ آيينى ممكن نيست حكمى بر خلاف اين قانون فطرى ، تشريع گردد ، بنا بر اين نه در آيين اسلام و نه در هيچ آيين ديگرى ترك ازدواج ، كار خوبى نبوده است .
2 - يحيى و عيسى ع
واژه « يحيى » از ماده حيات به معنى « زنده مىماند » است ، كه به عنوان نام براى اين پيامبر بزرگ انتخاب شده است و منظور از زندگى ، هم زندگى مادى و هم معنوى در پرتو ايمان و مقام نبوت و ارتباط با خدا است و چنان كه از اين آيه و آيه 7 سوره مريم استفاده مىشود ، اين نام را خداوند پيش از تولد براى او انتخاب كرد :
« يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُه يَحْيى لَمْ نَجْعَلْ لَه مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا » ( اى زكريا ما تو را بشارت به فرزندى مىدهيم كه نامش يحيى است و پيش از او همنامى برايش قرار نداديم ) .
ضمنا از جمله اخير استفاده مىشود كه نام مزبور نام بى سابقه اى بوده است .
همانطور كه از آيات گذشته استفاده شد تقاضاى تولد يحيى بعد از مشاهده پيشرفتهاى سريع معنوى مريم به وسيله زكريا انجام شد . و جالب توجه اينكه بر اثر اين دعا خداوند فرزندى به زكريا داد كه از جهات زيادى شباهت به فرزند مريم ، « عيسى » داشت . از جهت نبوت در كودكى ، و از جهت مفهوم اسم ( عيسى و يحيى هر دو از نظر لغت به معنى « زنده مىماند » است ) و از نظر درود فرستادن خداوند بر آنها در مراحل سه گانه « تولد ، مرگ و حشر » و از جهات ديگر .
3 - در آيات فوق زكريا به هنگام شرح پيرى خود مىگويد : * ( وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ ) * ( پيرى به سراغ من آمده ) ولى در آيه 8 سوره مريم از قول او مىخوانيم : وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا ، ( من به آخرين مرحله پيرى رسيدهام ) .
اين اختلاف در تعبير به خاطر آن است كه همانطور كه انسان به سوى پيرى