باشد ، زيرا هر محبتى دارنده آن را دعوت مىكند كه عملا در راه خواستههاى واقعى محبوب گام بردارد و در چنين حالى به طور قطع ، « محبوب » نيز به او علاقه پيدا مىكند .
ممكن است در اينجا سؤال شود كه اگر شخص « محب » ، همواره اطاعت فرمان محبوب كند ، ديگر گناهى براى او باقى نمىماند كه بخشوده شود ، پس جمله « * ( يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ) * » موضوع نخواهد داشت .
در پاسخ بايد گفت : اولا ممكن است اين جمله اشاره به بخشش گناهان سابق باشد و ثانيا شخص محب استمرار بر معصيت محبوب نمىكند ، ولى ممكن است بر اثر طغيان و غلبه شهوات ، گاهى لغزشى از او سرزند كه در پرتو اطاعتهاى مستمر او بخشوده خواهد شد .
نكته : دين و محبت
در روايات متعددى از پيشوايان اسلام نقل شده كه دين چيزى جز محبت نيست ، از جمله در كتاب « خصال » و « كافى » از امام صادق ع نقل شده كه فرمود :
« هل الدين الا الحب ثم تلا هذه الاية * ( إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّه فَاتَّبِعُونِي ) * » ، « آيا دين جز محبت است ، و سپس آيه فوق را تلاوت فرمود » .
منظور از اين روايات اين است كه روح و حقيقت دين همان ايمان و عشق به خدا است ايمان و عشقى كه شعاع آن ، تمام وجود انسان را روشن مىكند و همه اعضاء و دستگاههاى تن تحت تاثير آن قرار مىگيرند ، و اثر بارز و روشن آن پيروى از فرمان خدا است .