اسلام ص يا ساير انبياء مىزدند ، آيات فوق ، مفهوم دوستى واقعى را تبيين مىكند و فرق آن را با محبت كاذب و دروغين روشن مىسازد .
نخست مىفرمايد : « بگو : اگر خدا را دوست مىداريد از من پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد كه خدا آمرزنده مهربان است » ( * ( قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّه فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّه وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * ) .
يعنى محبت تنها يك علاقه قلبى ضعيف و خالى از هر گونه اثر نيست بلكه بايد آثار آن ، در عمل انسان منعكس باشد ، كسى كه مدعى عشق و علاقه به پروردگار است ، نخستين نشانه اش اين است كه از پيامبر و فرستاده او پيروى كند .
در حقيقت اين ، يك اثر طبيعى محبت است كه انسان را به سوى « محبوب » و خواستههاى او مىكشاند ، البته ممكن است ، محبتهاى ضعيفى يافت شود كه شعاع آن ، از قلب به بيرون نيفتد ، اما اين گونه محبتها به قدرى ناچيز است كه نمىتوان نام محبت بر آن گذاشت ، يك محبت اساسى حتما آثار عملى دارد ، حتما دارنده آن را با محبوب پيوند مىدهد ، و در مسير خواستهاى او به تلاش پرثمر وامىدارد .
دليل اين موضوع روشن است ، زيرا عشق و علاقه انسان به چيزى حتما به خاطر اين است كه كمالى در آن يافته است ، هرگز انسان به موجودى كه هيچ نقطه قوتى در آن نيست ، عشق نمىورزد ، بنا بر اين ، عشق انسان به خدا به خاطر اين است كه او منبع و سرچشمه اصلى هر نوع كمال است ، مسلما چنين وجودى ، تمام برنامهها و دستورهايش نيز كامل است ، و در اين حال چگونه ممكن است انسانى كه عاشق تكامل و پيشرفت است از آن برنامهها ، سرباز زند ، و اگر سرباز زد ، آيا نشانه عدم واقعيت عشق و محبت او نيست ؟
اين آيه نه تنها به مسيحيان نجران ، يا مدعيان محبت پروردگار در عصر پيامبر ص پاسخ مىگويد ، بلكه يك اصل كلى در منطق اسلام براى همه اعصار و
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 513
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥١٣