هنگامى كه آنها را در روزى كه در آن شكى نيست جمع كنيم ، و به هر كس آنچه را به دست آورده داده شود و به آنها ستم نخواهد شد « ( * ( فَكَيْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيه وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ ) * ) .
آرى در آن روز همه در دادگاه عدل الهى حاضر خواهند شد ، و هر كس نتيجه كشته خود را درو مىكند ، و اعمال هر كس به او تسليم مىشود و مجازات آنها هر چه باشد هرگز ظالمانه نيست زيرا محصول اعمال خود آنها است ، و آن روز است كه مىفهمند هيچ امتيازى بر ديگران ندارند و عدل الهى همه را شامل مىشود .
ضمنا از جمله « * ( ما كَسَبَتْ ) * » به روشنى اين معنى به دست مىآيد كه پاداش و كيفر قيامت و نجات و بدبختى در جهان ديگر ، تنها بستگى به اعمال خود انسان دارد نه به پندارهاى واهى و خيالات باطل .
نكتهها :
1 - آيا ممكن است انسان دروغى بگويد و يا افترايى به خدا ببندد و بعد خودش تحت تاثير آن واقع گردد و به آن مغرور شود ، آن چنان كه قرآن در آيات فوق در باره يهود نقل مىكند آيا اين باوركردنى است ؟
پاسخ اين سؤال چندان مشكل نيست زيرا مساله فريب و جدان از مسائل مسلم روانشناسى امروز است كه گاهى دستگاه فكر و انديشه در پى اغفال و جدان برمىآيد و چهره حقيقت را در نظر و جدان خويش دگرگون مىسازد ، بسيار ديدهايم افراد آلوده به گناهان بزرگى همچون قتل و سرقت و يا اعتيادهاى گوناگون با اين كه زشتى اعمال خود را به خوبى درك مىكنند براى به دست آوردن آرامش كاذب و جدان مىكوشند مردم را مستحق اين گونه اعمال ، جلوه دهند و يا اينكه براى توجيه اعتيادهاى زيان بار خود گرفتاريهاى زندگى و مشكلات طاقتفرساى اجتماعى را بهانه مىكنند تا پناه بردن خويش را به مواد مخدر توجيه نمايند به علاوه اين گونه افترائات و امتيازات دروغين را نسلهاى پيشين اهل كتاب درست