بنا بر اين هر جا در قرآن نفى هدايت از پيغمبر شده همانند آيه فوق منظور دو قسم اول نيست .
گر چه در جمله « * ( وَلكِنَّ اللَّه يَهْدِي مَنْ يَشاءُ ) * » ( خدا هر كس را بخواهد هدايت مىكند ) اين امر منوط به اراده خداوند شده اما اين هدايتهاى پروردگار مسلما بدون حساب و حكمت نمىباشد ، يعنى بى جهت يكى را هدايت و ديگرى را محروم نمىكند ، بلكه افراد بايد قبلا « شايستگى » خود را براى هدايت احراز كنند تا از آن بهره مند گردند .
به هر حال از آيه فوق حقيقت ديگرى را نيز مىتوان استفاده كرد و آن اين كه اگر در ميان مسلمانان افرادى بعد از اين همه تاكيد در باره دورى از ريا و منت و آزار باز انفاقهاى خود را آلوده به اين امور سازند ، ناراحت نباش وظيفه تو تنها بيان احكام و فراهم ساختن يك محيط اجتماعى سالم است و هرگز موظف نيستى كه آنها را مجبور به اين امور سازى - روشن است كه اين تفسير منافاتى با تفسير سابق ندارد و ممكن است هر دو را از آيه استفاده كرد .
3 - اثر انفاق در زندگى انفاق كنندگان
جمله « * ( وَما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلأَنْفُسِكُمْ ) * » مىگويد منافع انفاق به خود شما بازگشت مىكند و به اين وسيله انفاق كنندگان را تشويق به اين عمل انسانى مىنمايد ، مسلما انسان هنگامى كه بداند نتيجه كار او به خود او باز مىگردد بيشتر به آن كار علاقه مند خواهد شد .
ممكن است در ابتدا چنين به نظر برسد كه منظور از بازگشت منافع انفاق به انفاق كننده ، همان پاداش و نتائج اخروى آن باشد .
البته اين معنى صحيح است ولى نبايد تصور كرد كه سود انفاق تنها جنبه اخروى دارد ، بلكه از نظر اين دنيا نيز به سود آنها است هم از جنبه « معنوى » و هم از