داشتى ببين كه با گذشت سالها ) هيچگونه تغييرى نيافته « ( * ( فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَشَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّه ) * ) . ( 1 )
« * ( لَمْ يَتَسَنَّه ) * » از ماده « سنه » به معنى سال است ، يعنى سال بر آن نگذشته است ولى در اينجا كنايه از عدم تغيير و فاسد نشدن است ، يعنى به آنها نگاه كن كه با گذشت آن همه سال ، گويى سال و زمانى بر آن نگذشته و تغييرى در آن حاصل نشده اشاره به اينكه خدايى كه مىتواند غذا و نوشيدنى تو را كه قاعدتا بايد زود فاسد گردد ، به حال او نگه دارد ، زنده كردن مردگان براى او مشكل نيست . زيرا ادامه حيات چنين غذاى فاسدشدنى كه عمر آن معمولا بسيار كوتاه است ، در اين مدت طولانى ساده تر از زنده كردن مردگان نيست ( 2 ) .
در اينكه اين غذا و نوشيدنى چه بوده در آيه منعكس نيست ، بعضى غذاى او را انجير و نوشيدنى او را يك نوع آب ميوه ذكر كردهاند و مىدانيم كه هر دو بسيار زود فاسد مىشوند ، و بقاى آنها در مدت طولانى موضوع مهمى است ، بعضى هم آن را انگور و شير ذكر كردهاند .
سپس مىافزايد : « ولى نگاه به الاغ خود كن ( كه چگونه از هم متلاشى شده براى اينكه اطمينان به زندگى پس از مرگ پيدا كنى ) و تو را نشانه اى براى مردم قرار دهيم » آن را زنده مىسازيم ( * ( وَانْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ ) * ) .
البته قرآن بيش از اين چيزى در باره مركب آن پيامبر نگفته ، اما از جملههاى بعد استفاده مىشود كه مركب او با گذشت زمان به كلى متلاشى شده بود و تنها استخوانهاى پوسيده اى از آن باقى مانده بود ، زيرا در غير اين صورت هيچگونه
هامش
( 1 ) در اينكه « * ( لَمْ يَتَسَنَّه ) * » از ماده « سنه » گرفته شده بسيارى از مفسران مانند طبرسى ، فخر رازى ، قرطبى ، بر سوى در روح البيان و ابو الفتوح رازى متفقالقولاند ، راغب در مفردات در ماده « سنه » به اين معنى اشاره كرده است هر چند در ماده سن طور ديگرى آن را تفسير نموده است .
( 2 ) بايد توجه داشت كه جمله « * ( لَمْ يَتَسَنَّه ) * » اگر از ماده « سنه » باشد ، هاء در آن اصلى است ، و اگر از ماده « سن » يا « سنو » باشد ، هاء سكت است و به هر حال فعل به صورت مفرد ذكر شده ، در حالى كه ضمير مستتر در آن به طعام و شراب بر مىگردد و بايد تثنيه باشد اما چون منظور در اينجا جنس خوراكى و نوشيدنى است همه يك چيز حساب شده و به صورت مفرد آمده است .