( نه ) بلكه يكصد سال درنگ كردى « ( * ( فَأَماتَه اللَّه مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَه قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ ) * ) .
اكثر مفسران از اين جمله چنين فهميدهاند كه خداوند جان آن پيامبر ص را گرفت و بعد از يكصد سال ، از نو زنده كرد ، و جمله « اماته » كه از ماده موت به معنى مرگ است ، همين مفهوم را مىبخشد .
ولى بعضى از مفسران به اصطلاح روشنفكر مانند نويسنده « المنار » و همچنين مراغى ، اصرار دارند كه آن را اشاره به يك نوع خواب و فقدان حس و حركت بدانند ، كه دانشمندان امروز آن را « سبات » مىنامند و آن اين است كه موجودى زنده براى مدتى طولانى در يك نوع خواب عميق فرو رود ، اما شعلههاى حيات در او خاموش نشود . سپس اضافه مىكند : « آنچه تا كنون در مورد اين خوابهاى طولانى اتفاق افتاده بيش از چند سال نبوده ، بنا بر اين رسيدن به يكصد سال غير عادى است ، ولى مسلم است هنگامى كه اين موضوع تا چند سال امكان داشته باشد تا يكصد سال نيز ممكن خواهد بود و آنچه در قبول امور خارق عادت لازم است اين است كه كار ممكن باشد نه محال عقلى » ( 1 ) .
ولى ظاهرا هيچگونه دليلى در آيه بر اين گفتار نيست ، بلكه ظاهر آيه اين است كه پيامبر مزبور از دنيا رفت و پس از يكصد سال زندگى را از سر گرفت البته چنين مرگ و حياتى يك موضوع كاملا خارق العاده است ولى در هر حال محال نيست و از طرفى حوادث خارق العاده در قرآن نيز منحصر به اين مورد نيست كه بخواهيم آن را توجيه و يا تاويل كنيم .
آرى اگر منظور از ذكر خوابهاى طولانى چند ساله يا مثلا آنچه در باره بسيارى از حيوانات به عنوان « زمستان خوابى » ديده مىشود كه سراسر زمستان را
هامش
( 1 ) تفسير المنار و مراغى ( ذيل آيه مورد بحث ) .